گفت‌‌وگو با دو تن از بازماندگان جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی

منتظر آمدن عزیزان‌شان هستند. فکر می‌کنند در نهایت تا ۲۰ ساعت آینده آن‌ها را در آغوش می‌کشند. اما هیچ‌کدام نمی‌دانند مسافران عزیزشان که در هواپیمای «پی‌اس ۷۵۲» اوکراینی نشسته‌اند، هر گز به خانه بر نمی‌گردند.
یک سال از روزی که هواپیمای مسافربری اوکراینی هدف موشک‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت، می‌گذرد. بازماندگان قربانیان این فاجعه و افکارعمومی هنوز جواب درستی برای این که چرا، به دستور چه کسی و چه‌طور به هواپیمای مسافربری موشک شلیک شد، نگرفته‌اند. نمی‌دانند آتشی که یک‌سال پیش زندگی‌ همه آن‌ها را سوزاند و خاکستر کرد، چه کسی یا کسانی شعله‌ور کرده بودند. بسیاری از آن‌ها اما می‌گویند به امید دادخواهی عزیزان‌شان زندگی می‌کنند و نفس می‌کشند؛ مثل «حامد اسماعیلیون» که همسرش «پریسا» و دختر ۹ ساله‌اش، «ری‌را» را در این پرواز از دست داده و «جواد سلیمانی» که داغ‌دار همسرش، «الناز نبیی» است.

یک‌سال پیش، چند ساعت پس از انتشار خبر ساقط شدن هواپیمای اوکراینی، راهی ایران شد تا بتواند پیکر عزیزانش را تحویل بگیرد. در فرودگاه فرانکفورت اولین مصاحبه را انجام داد. با چشمان ورم کرده از گریه و استیصالی که از صورتش می‌بارید، گفت: «آرزو می‌کنم دلیل سقوط هواپیما نقص فنی باشد.»

ساعتی پس از این که به ایران رسید اما بیانیه ستاد مشترک نیروهای مسلح منتشر شد؛ همان بیانیه که سه روز پس از سقوط، از شلیک موشک سپاه به هواپیمای مسافربری اوکراینی خبر داد.
حامد اسماعیلیون همسرش پریسا اقبالیان و دخترش ری‌را را در فاجعه شلیک سپاه به هواپیمای پی‌اس ۷۵۲ از دست داده است. می‌پرسیم اگر هواپیما به دلیل نقص فنی ساقط شده بود، فکر می‌کنید حال و روز شما چه فرقی با الان داشت؟

می‌گوید: «راستش نمی‌توانم قضاوت کنم که اگر نقص فنی بود، ما الان کجا ایستاده بودیم و اوضاع چه‌طور بود. اما مطمئنا اوضاع فرق می‌کرد. برای این که چیزی که اتفاق افتاد، یک جنایت سازمان یافته است. شما وقتی با یک جنایت سازمان یافته طرف باشی، وضعیت با زمانی که با یک تصادف یا نقص فنی طرف هستی، فرق می‌کند. ما از دو دنیای خیلی متفاوت حرف می‌زنیم.»

او تاکید می‌کند که خانواده جان‌باختگان سقوط هواپیمای اوکراینی با یک جنایت برنامه‌ریزی شده و سازمان یافته طرف هستند که قابل مقایسه با فاجعه‌ای که به طور تصادفی اتفاق می‌افتد، نیست: «در تمام روزهای این یک سال، از هر رسانه‌ای که توانستند، با گفتن دروغ و دادن اطلاعات نادرست، خشم ما را بیشتر کردند. به جای این که بیایند حقیقت را بگویند، به جای این که فرماندهان عالی‌رتبه و رهبر جمهوری اسلامی که فرمانده قوای نظامی است، در دادگاه مقصران سرنگونی هواپیما حاضر شوند و به عنوان مطلع بگویند چه بر سر عزیزان‌مان آمده است، هر روز دروغ جدیدی گفتند. حتی فرماندهان رده‌های پایین‌تر هم به عنوان مطلع در دادگاه حاضر نشدند. ما از یک جنایت سازمان یافته حرف می‌زنیم که حتی عاملین آن هم قرار نیست قربانی شوند، چه برسد به آمرانش. وقتی می‌شنویم قرار است فقط سه سال زندان به اپراتوری که شلیک کرده است، بدهند و در عوض کسانی که برای اعتراض به این جنایت به خیابان رفتند و شمع روشن کردند، احکامی مثل چهار سال، پنج سال یا هشت سال زندان برایشان در نظر گرفته‌اند، از چه حرف می‌زنیم؟ از یک جنایت سازمان یافته در دنیایی حرف می‌زنیم که هیچ کلمه‌ای در آن ارزشمند نیست؛ دنیایی که هیچ کلمه خوبی در آن وجود ندارد. از یک دنیای سیاه و تاریک حرف می‌زنیم. کسانی که این جنایت را مرتکب شده‌اند، انگار رویین‌تن هستند.هیچ کس نمی‌تواند نه از این‌ها سوال کند، نه پاسخی بشنود.»

جواد سلیمانی هم مثل حامد اسماعیلیون، دعا می‌کرده است علت سقوط هواپیمایی که همسرش یکی از سرنشینان آن بود، نقص فنی باشد: «به دلیل این که پنج ساعت قبل از ساقط شدن هواپیما، جمهوری اسلامی به پایگاه امریکایی‌ها در عراق حمله کرده بود، برایم باورپذیر نبود که نقص فنی علت سقوط باشد. اما با خودم می‌گفتم خدا کند دلیل سقوط، نقص فنی باشد.»

او هم مثل اسماعیلیون می‌گوید وقتی از یک حادثه حرف می‌زنید، وضع شما با زمانی که با یک جنایت رو به رو هستید، فرق می‌کند: «آدم با یک تصادف راحت‌تر کنار می‌آید اما عزیزان ما را مظلومانه کشتند. هواپیما سه چهار دقیقه شعله‌ور بوده است. من نمی‌دانم در آن موقعیت، وضع مسافران پی‌اس ۷۵۲ چه‌طور بوده است. جنازه‌های عزیزان‌مان تکه تکه شده بودند، بعد فهمیدیم علت سقوط، نقص فنی نبوده، شلیک موشک بوده است. خب معلوم است ما عصبانی هستیم. ما تا ابد عصبانی هستیم. این جنایت حس انتقام را در ما به وجود آورد. از جانب دیگران حرف نمی‌زنم اما من خودم واقعا برای انتقام گرفتن زندگی می‌کنم؛ انتقام از آن‌هایی که جنایت کردند و حریم هوایی را نبستند؛ آن‌هایی که شلیک کردند؛ آن‌هایی که دستور دادند؛ آن‌هایی که سه روز دروغ گفتند؛ آن‌هایی که صحنه جرم را بولدوز انداختند و وسایل عزیزان ما را غارت کردند و همه آن‌هایی که در این جنایت دخیل بودند.»

حامد اسماعیلیون و جواد سلیمانی مثل سایر خانواده‌های همه جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی، روزهای زیادی را در یک‌ سال گذشته با خبرهای مربوط به شلیک به هواپیما آغاز کرده‌اند؛ خبرهایی از جانب مسوولان جمهوری اسلامی که به جای این که مرهم دل زخمی‌ آن‌ها باشند، فقط داغ‌شان را تازه کرده‌اند.
حامد اسماعیلیون می‌گوید: «خانواده‌ها با هر خبری که این جماعت منتشر می‌کنند، به هم می‌ریزند و حق هم دارند. اوایل بیشتر به هم می‌ریختیم اما حالا به خبرهای دروغ‌شان عادت کرده‌ایم و بنا به تجربه،‌ به هیچ‌کدام از این خبرها واکنش نشان نمی‌دهیم. با این حال، بعضی خبرها هنوز خیلی عصبانی‌ کننده هستند؛ مثل بحث‌هایی که در مورد غرامت یا “شهید” خواندن این مسافران مطرح کردند. این‌ها کماکان خانواده‌ها را عصبانی می‌کنند. اما حالا همه می‌دانیم که این پرونده یک جنبه بین‌المللی دارد و به هر حال در حال انجام است. هر چه‌قدر بخواهند، می‌توانند برای فریب افکار عمومی عده محدودی در داخل کشور چیزهایی بگویند اما خودشان هم می‌دانند حرف محکمه پسندی ندارند.»

جواد سلیمانی درباره خبرهایی که داغ دل بازماندگان را تازه می‌کند، مثال هم می‌زند: «مثلا وقتی می‌شنویم از قبل از این که به عنوان “انتقام سخت”، پایگاه نیروهای امریکا در عراق را هدف موشک قرار دهند، هم به سفارت سوییس و هم به مسوولان عراقی اعلام کرده بودند که پایگاه را از نیروی انسانی خالی کنند. می‌گوییم این‌ها چه‌طور دل‌شان برای سربازان امریکایی سوخت اما برای مردم خودشان نسوخت که حریم هوایی را ببندند؟ طبق قوانین بین‌المللی، باز گذشتن حریم هوایی در موقعیت جنگی و زمانی که به امنیت آسمان اطمینانی نیست، جنایت جنگی محسوب می‌شود. بماند که برخی حرف‌هایشان هم اساسا غیر قابل باور و پذیرش است؛ مثلا این که می‌گفتندهواپیمای مسافربری را با موشک “کروز” اشتباه گرفته بودند. این دروغ‌ها درد ما را زیادتر می‌کنند.»

در یک‌سال گذشته، خانواده‌های جان‌باختگان هواپیمای سرنگون شده اوکراینی بارها تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفتند. خبرهایی از احضار، بازداشت و حتی تهدید آن‌ها منتشر شد. آبان ۱۳۹۹، هم‌زمان با قتل «مهدی امین»، یکی از مخالفان جمهوری اسلامی در تورنتو کانادا، حامد اسماعیلیون اعلام کرد که او هم تهدید به مرگ شده است: «در ماه خرداد و تیر که دادخواست “آسمان ایران امن نیست” را امضا می‌کردیم، حملات زیادی شد و پیام‌های تهدید دریافت کردم و مجبور شدم به پلیس اطلاع بدهم. اما وقتی دیدم یک اتفاق دیگر در شهری مثل تورنتو افتاد، احساس کردم شاید زمان مناسبی باشد برای این که این موضوع را علنی کنم. دنیا باید بداند ماهیت جمهوری اسلامی چیست. نظر شخصی من این است که خانواده‌هایی که در ایران هستند هم همه باید از این تهدیدها، از این تماس‌های تلفنی، از این مراجعه به منازل و همه این‌ها حرف بزنند. این‌ها نباید مسکوت بمانند. باید گفته بشوند. این تهدیدها، آزارها و اذیت‌ها یکی دو تا، پنج تا ۱۰ مورد نبوده‌اند. در هفته‌های گذشته مرتب به منزل خانواده‌ها مراجعه کرده‌اند و دست بردار نیستند.»
به گفته اسماعیلیون، این مزاحمت‌ها همگی با عنوان «دل‌جویی» انجام می‌شوند: «فرمانده سپاه می‌خواهد بیاید از شما دل‌جویی کند! بنیاد شهید می‌خواهد دل‌جویی کند! می‌خواهیم بیاییم دل‌جویی و درباره مساله غرامت صحبت کنیم!»
او می‌گوید در کشور کانادا به نظر می‌رسد ۱۲خانواده جان‌باختگان این فاجعه تهدید شده‌اند اما از جزییات دقیق این تهدیدها اطلاعی ندارد.

جواد سلیمانی می‌گوید ما خانواده‌های جان باختگان تا کنون فقط آزار دیده‌ایم: «گزارش درست و حسابی که نداده‌اند؛ یا احضار و تهدید شده‌ایم یا از نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، بنیاد شهید و ستاد حقوق بشر قوه قضاییه برای خانواده‌ها مزاحمت ایجاد شده است. نهادهای اطلاعاتی می‌خواهند خانواده‌ها از برگزاری مراسم و یا صحبت کردن با رسانه‌ها جلوگیری کنند. ستاد حقوق بشر قوه قضاییه تماس می‌گیرد و به خانواده‌ها می‌گوید قصد شکایت در داخل کشور ندارید، چرا شکایت نمی‌کنید؟ می‌خواهند یک دادگاه صوری برگزار کنند و مثلا بگویند ما به شکایت خانواده‌های قربانیان این جنایت رسیدگی کردیم. بنیاد شهید هم تماس می‌گیرد و می‌خواهد خانواده‌ها را شهید اعلام کند.»

خانواده جواد سلیمانی و الناز همسرش هم مثل بسیاری از دیگر خانواده‌های جان‌باختگان، توسط ماموران حکومت مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند: «من وقتی به ایران رفتم و خاک‌سپاری انجام شد، به امام جمعه زنجان اعتراض کردم که چرا نگذاشتند ما مراسم خودمان را به طور مستقل برگزار کنیم. فردای همان‌روز از اطلاعات سپاه با من تماس گرفتند که بیا صحبت کنیم. بعد هم با پدر الناز تماس گرفته و سراغ من را گرفته بودند.»

او خیلی سریع ایران را ترک می‌کند و به کانادا بازمی‌گردد اما در کانادا هم با وی تماس می‌گیرند: «”حسن رضایی‌فر”، رییس سابق کمیسیون بررسی سرنگونی هواپیما، در کانادا با من تماس گرفت و گفت بیاید ایران تا من به شما درباره پرونده هواپیما گزارش بدهم. گفتم نه، من ایران نمی‌آیم. گفت من گارانتی می‌کنم برای شما اتفاقی نیفتد. گفتم متشکرم. گفت پس بیایید فرانسه، من به شما گزارش بدهم. گفتم خیلی ممنون، همین کانادا خوب است. بعد از کمی صحبت، به من گفت شما در چند پستی که گذاشته‌اید در شبکه‌های اجتماعی، از نظام انتقاد کرده‌اید و پست‌ها را بردارید. چند روز که گذشت و من پست‌ها را بر نداشتم، دوباره از اطلاعات سپاه با پدر همسرم تماس گرفته و از ایشان درباره من سوال کرده بودند. چه‌طور می‌توان به رییس تحقیقات پرونده هواپیما که با ماموران اطلاعات سپاه همکاری می‌کند، اعتماد کرد؟ آیا او می‌تواند بی‌طرف باشد؟ جواب خیر است.‌»

حامد اسماعیلیون از اولین روزهای این فاجعه، در شبکه‌های اجتماعی از عمق اندوهی که بر جانش نشسته بود، می‌نوشت. او حالا می‌گوید نه تنها از عمق اندوه‌شان کم نشده بلکه روز به روز این اندوه عمق‌تر شده است.

آن‌ها سوگواری، فقدان و خشم را توامان تجربه کرده‌اند. حامد اسماعیلیون می‌گوید: «من نمی‌توانم واقعا اندازه بگیرم و بگویم کدام حس در من بیشتر است. این احساسات هر روز با روز دیگر متفاوت هستند. یک روز بلند می‌شوی و در کمال ناامیدی هستی. می‌گویی هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. بعد فقدان سراغت می‌آید. چند ساعت بعد ممکن است افسردگی سراغت بیاید و بعد چند ساعت دوباره به خودت می‌گویی نه، باید کاری کرد؛ مثلا نامه می‌نویسی یا با دوستانت حرف می‌زنی.»

آن‌ها با همراهی جمعی از خانواده‌های جان‌باختگان، انجمنی را برای دادخواهی تاسیس کرده‌اند. حالا حامد اسماعیلیون می‌گوید: «من الان خودم را جزو یک تیم می‌دانم که باید کاری را جلو ببریم. حس مشترک خشم و از دست دادن، فارغ از اعتقادات سیاسی و مذهبی متفاوت افراد در همه ما وجود دارد و مساله دادخواهی را جلو می‌برد.»

جواد سلیمانی هم درگیر همین حس‌ها است. او می‌گوید: «ما همیشه دلتنگ هستیم. این‌طور نیست که ما لحظاتی یاد عزیزان‌مان بیفتیم و دلتنگ شویم، واقعیت این است که همه ما در هشتم ژانویه یا ۱۸ دی ماه گیر کرده‌ایم. از آن روز حس بدبختی را همیشه دارم. فکر کنید عزیزمان را کشته‌اند و وقتی می‌پرسیم چرا کشتید، می‌گویند حرف نزن، پولت را بگیر! ما با چنین جانورانی سر و کار داریم، می‌توانیم عصبانی نباشیم؟»

اشاره سلیمانی به موضوع پرداخت غرامت است که از سوی جمهوری اسلامی مطرح شده است. معاونت حقوقی ریاست جمهوری ایران روز چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹اعلام کرد پیشنهاد این معاونت برای پرداخت خسارت به بازماندگان جان‌باخته‌های هواپیمای اوکراینی، در جلسه این روز هیات وزیران به تصویب رسیده است. در این مصوبه، وزارت‌ راه و شهرسازی موظف شده است ترتیبات پرداخت مبلغ ۱۵۰ هزار دلار یا معادل یورویی آن به خانواده‌ها و بازماندگان هریک از قربانیان را فراهم کند.

او می‌گوید تنها به خاطر دادخواهی و انتقام از عاملان شلیک به هواپیما زندگی می‌کند: «راستش حتی برخی دوستان و نزدیکانم من را نصیحت می‌کنند و می‌گویند داری خودت را از بین می‌بری، فکر دادخواهی را کنار بگذار. شاید باورتان نشود که وقتی از عزیزترین‌هایم هم این جملات را می‌شنوم، بلاک‌شان می‌کنم. الان فقط برای دادخواهی زنده‌ام.»

حامد اسماعیلیون درباره مطرح شدن موضوع غرامت می‌گوید: «این برای من توهین‌آمیز است که ندانم بر سر همسر و فرزندم چه آمده است و بعد بیایم و بگویم خب باشد، بیایید خسارت بدهید. از چه حرف می‌زنید و قیمت روی چه می‌خواهید بگذارید؟ چه اتفاقی افتاد؟ چه کسانی و چرا این کار را کردند؟»

انجمن خانواده‌های جان باختگان هواپیمای «پی‌اس ۷۵۲» چند روز پیش از مردم درخواست کرد که برای بردن پرونده به دادگاه‌های بین‌المللی کمک کنند. در کمتر از ۴۸ ساعت، بیش از ۱۰۰ هزار دلار کمک برای انجمن جمع‌آوری شد.
حامد اسماعیلیون می‌گوید: «این اعتماد واقعا غافل‌گیر کننده بود. باعث شد جایگاه خودمان را بشناسیم. به نظر می‌آید همان‌قدر که خانواده‌ها زخم خورده‌اند، جامعه هم زخمی است. مردم با ما رنج کشیدند و می‌خواهند یک‌بار، در یک پرونده حقوقی پیروز شوند. می‌خواهند یک بار این‌ها را در دادگاه ببینند. من فقط امیدوارم ما نه تنها برای تک تک مسافران ۷۵۲ بلکه برای مردم نمایندگان خوبی باشیم و بتوانیم یک پایان‌بندی خوب برای آن‌ها رقم بزنیم.»

جواد سلیمانی هم از حمایت مردم غافل‌گیر شده است: «مردم با ما هم‌دردی کردند. ما هم با همه آن‌هایی که حکومت عزیزان‌شان را مظلومانه گرفت، هم‌دردی می‌کنیم. من خودم به شخصه حال خانواده‌های کشته شده‌های مدفون در “خاوران” را بیشتر از گذشته درک می‌کنم. ما یک درد را کشیده‌ایم.»

منبع: ایران وایر