چالش جانشینی رهبر؛ مجتبای مرموز یا رئیسی جنایتکار؟

مسئله انتخاب جانشین رهبر جمهوری اسلامی به یک چالش جدی برای این رژیم تبدیل شده و این در حالی است که احتمال مرگ علی خامنه‌ای به دلیل کهولت سن و بیماری جسمی بیش از هر زمان دیگری مطرح است.

به گزارش «شبکه آزادی» نوع آرایش موقعیت بازیگران قدرت در ایران به گونه‌ای است که نشان می‌دهد علی خامنه‌ای برای انتخاب جانشین خود، نسبتاً آماده است. او ابراهیم رئیسی را به ریاست قوه قضائیه گمارده و صادق لاریجانی را هم به ریاست مجمع تشخیص مصلح نظام منصوب کرده است. خامنه‌ای درعین‌حال احمد جنتی را در شورای نگهبان حفظ کرده و اختیارات حسین طائب را در سازمان اطلاعات سپاه افزایش داده است. علاوه بر این، جنتی ریاست مجلسی را بر عهده دارد که در آینده‌ای نزدیک هرچند به صورت نمادین وظیفه انتخاب رهبر جدید را بر عهده دارد. نحوه چینش این مهره‌ها در ساختار قدرت، حاوی این پیام است که در تعیین رهبر بعدی جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای برخلاف روح‌الله خمینی حرف اول و آخر را خواهد زد.

خامنه‌ای نیز مانند هر دیکتاتور یا پادشاهی آرزوی یک سلسله رهبری موروثی را در سر می‌پروراند. مطلوب‌ترین گزینه برای او پسرش، مجتبی است؛ اما از آنجا که موروثی شدن رهبری تداعی‌کننده نظام پادشاهی در اذهان است، رژیم ایران به سختی می‌تواند افکار عمومی و حتی پیروانش را برای چنین انتخابی متقاعد کند.
سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، فرزند دوم و ۵۰ ساله علی خامنه‌ای است. او اگرچه رفتار مرموزانه‌ای دارد و در رسانه‌ها ظاهر نمی‌شود اما نقش پررنگی در مهندسی انتخابات جنجالی سال ۱۳۸۸ داشت؛ انتخاباتی که به پیروزی محمود احمدی‌نژاد ختم شد و در پی آن بزرگ‌ترین اعتراض‌های خیابانی ایران پس انقلاب ۵۷ شکل گرفت. در این اعتراض‌ها ده‌ها تن کشته و هزاران نفر زندانی شدند و فضای اجتماعی ایران بسته‌تر از هر زمان دیگری شد.

گفته می‌شود مجتبی عامل مؤثری در حمایت علی خامنه‌ای از محمود احمدی‌نژاد بوده است. روزنامه گاردین با اشاره به اینکه «مجتبی از پدرش افراطی‌تر است» و «یکی از عوامل اصلی سرکوب مردم معترض به نتیجه انتخابات ۸۸» به شمار می‌آید، می‌نویسد «مجتبی خامنه‌ای در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ توانسته است نظر پدر خود را به محمود احمدی‌نژاد که در آن زمان شهردار تهران بود جلب کند.»

اگرچه تحلیلگران و کارشناسان سیاسی بر این باورند که احتمال رهبری مجتبی خامنه‌ای کمتر از گزینه‌های دیگر است؛ اما به نظر نمی‌رسد خانواده دیکتاتور ایران به این راحتی قدرت را دو دستی تقدیم روحانیون یا فرماندهان سپاه کند؛ بنابراین، حتی اگر چهره دیگری هم از مجلس خبرگان به عنوان رهبر بیرون بیاید، در باطن هیچ قدرتی نخواهد داشت؛ چراکه پس از سیدعلی، مجتبی همه قدرت را قبضه خواهد کرد.

اما در میان همه گزینه‌های جانشینی خامنه‌ای، نام ابراهیم رئیسی بیش از همه مطرح است. رسانه‌ها و تحلیلگران بر این باورند که یکی از دلایل گماردن رئیسی در رأس قوی‌ترین قوه رژیم، نزدیک کردن او به دستگاه ولایت‌فقیه است. این روحانی ۵۹ ساله از وقتی ‌که بسیار جوان بود وارد نهاد قضایی جمهوری اسلامی شد و با نشان دادن بی‌رحمی‌های خود در سرکوب نیروهای چپ‌گرای مسجدسلیمان، به سمت دادیار کرج منصوب و سپس به دادستانی این شهر ارتقاء یافت. رئیسی در ۲۲ سالگی هم‌زمان دادستانی کرج و همدان را برعهده گرفت تا اینکه در سال ۱۳۶۴ جهش چشمگیری داشت و در اوج اعدام‌ها و کشتارها، جانشین دادستان انقلاب شد.

در سال آن سال‌ها رئیسی معاون دادستان انقلاب، حسینعلی نیری حاکم شرع، مرتضی اشراقی دادستان و مصطفی پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات در زندان اوین بودند. این هیئت چهارنفره در سال ۶۷ به دستور خمینی مأموریت داشتند اعضای گروه‌های چپ، کمونیستی و مجاهدین خلق را پس از تفتیش عقاید به جوخه‌های اعدام بسپارند.

اعداد و ارقام متفاوتی از تعداد اعدامیان سال ۶۷ مطرح است؛ اما شاهدان عینی و فعالان حقوق بشر تعداد قربانیان این سال سیاه را بین ۵ تا ۶ هزار نفر اعلام کرده‌اند. برخی نیز می‌گویند اگر تعداد اعدامیان ۶۷ کمتر از ۲۰ هزار نفر برآورد شود، خون آن‌ها پایمال شده است.

تعداد قتل‌های سیاسی هرچه باشد، رئیسی یکی از آمران و عاملان آن است؛ شخصی که با ریختن خون صدها نفر و صدور احکام ناعادلانه توانست پله‌های سیاست در رژیم ایران را یکی‌یکی بالا برود و اکنون به گزینه جانشینی خامنه‌ای برسد. نقض حقوق بشر و جنایت‌های رئیسی به اندازه‌ای است که حتی مسئولان رژیم نیز قادر به کتمانش نیستند. حسن روحانی در کارزار انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ با کنایه خطاب به رئیسی گفته بود «اردیبهشت ۹۶ هم یک بار دیگر مردم ایران اعلام می‌کنند آن‌هایی را که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، قبول ندارند.»

بااین‌حال، ماهیت قدرت در جمهوری اسلامی به ‌گونه‌ای است که افراد هرچه وفاداری بیشتری به رژیم داشته باشند و در راستای تثبیت ساختار سیاسی حکومت، خدمت یا جنایت بیشتری کرده باشند، از شانس بیشتری برای ارتقاء مقام و مرتبه برخوردارند؛ رئیسی نیز طی ۴۰ سال گذشته هم وفاداری خود را به رژیم ثابت کرده و هم در خوش‌خدمتی به دستگاه ولایت‌فقیه کم نگذاشته است.

مجتبی احمدی