مثلث ضعف گروه‌های اپوزیسیون در مسیر مبارزه با رژیم حاکم بر ایران

عبور از نظام استبدادی حاکم بر ایران اگرچه مستلزم آگاهی و کنشگری مردم داخل کشور است؛ اما شرط کافی ائتلاف گروه‌های اپوزیسیون خارج از کشور، سازمان‌دهی اعتراضات و کار هماهنگ رسانه‌ای است که طی ۴۳ گذشته جای خالی این موارد کاملاً حس شده است.

به گزارش «تلویزیون آزادی» تداوم حیات رژیم ایران بیش از اینکه ناشی از توانایی‌اش در سطوح مدیریتی و کنترلی باشد، مدیون ضعف، ناهماهنگی و کاستی‌های گروه‌های اپوزیسیون داخل و خارج از کشور است که حداقل در چهار دهه گذشته به بی‌راهه رفته‌اند. رفع این موانع و مشکلات با هدف عبور از نظام خودکامه حاکم بر ایران در گِرو چند اقدام مهم است که در ادامه به آن پرداخته شده است.

ائتلاف گروه‌های اپوزیسیون

پراکندگی اقدامات و تشتت فکری گروه‌های مخالف رژیم ایران در خارج از کشور از جمله انتقادهایی به شمار می‌آید که متوجه آن‌هاست. ده‌ها گروه، دسته و حزب در خارج از کشور فعالیت دارند که هرکدام به نوبه خود کنش‌های متفاوتی را در جهت مبارزه با دستگاه حکومتی از خود نشان می‌دهند ولی ناهماهنگی آن‌ها، بخش زیادی از عملکردشان را بی‌اثر کرده است. مسیر و هدف همه این گروه‌ها یکی است؛ اما عدم تمرکز ظرفیت‌ها و کنش‌های آن‌ها در یک نقطه کانونی باعث بی‌اثر شدن غالب اقدام‌های مبارزاتی آن‌ها شده است.

تقریباً همه گروه‌های مخالف رژیم ایران با هر عقیده، منش و راهبرد، فصل مشترکی تحت عنوان «براندازی رژیم ولایت‌فقیه» دارند که می‌توانند با متمرکز شدن بر آن، یک گفتمان قوام‌بخش را شکل دهند تا مردم داخل و خارج نیز حول محور آن گرد هم ‌آیند و به مبارزات اثربخش خود علیه رژیم ادامه دهند.

سازمان‌دهی اعتراضات مردمی

طی ۲۲ سال گذشته دست‌کم چهار اعتراض گسترده مردمی شامل تیر ۷۸، خرداد ۸۸، دی ۹۶ و آبان ۹۸ در ایران شکل گرفته که اگرچه هرکدام به نوبه خود ضربه‌های مهلکی را به پیکره نظام حاکم بر ایران وارد کرده و از مشروعیت آن کاسته است؛ اما به دلیل عدم سازمان‌دهی و نداشتن برنامه، به هدف نهایی خود (براندازی) نرسیده است.

یکی از دلایل ناکامی اعتراضات مردمی و تعداد بالای قربانیان آن، نداشتن سازمان‌دهی است. تحلیل‌های جامعه‌شناختی و سیاسی نشان می‌دهد عدم سازمان‌دهی اعتراضات مردمی، ریشه در نبود همان گفتمان قوام‌بخش دارد که در بخش قبلی به آن اشاره شد.

وجود یک گفتمان قدرتمند سیاسی-اجتماعی که بر اساس آن همه شهروندان و گروه‌ها اهداف، تکالیف و مسیر خود را بازشناسی کنند، از هر مقوله دیگری در حوزه مبارزاتی مهم‌تر است؛ برای مثال، خمینی و طرفداران او در سال ۱۳۵۷ از یک گفتمان مشخص تحت عنوان «اسلام شیعی» پیروی می‌کردند و همه برنامه‌های مبارزاتی خود را حول محور آن برنامه‌ریزی می‌کردند.

گروه‌های اپوزیسیون در داخل و خارج کشور نیز می‌بایست گفتمان مخصوص خود را که مورد قبول مردم باشد، شکل دهند و در فضایی محترمانه درباره آن به گفت‌وگو بنشینند. دموکراسی، سکولاریسم و عدالت اجتماعی می‌تواند از محورهای اصلی این گفتمان سیاسی باشد.

کار هماهنگ رسانه‌ای

امروزه به دلیل فضای سانسور و خفقان در ایران، بسیاری شهروندان چشمشان به رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور است؛ رسانه‌هایی که در فضای آزاد غرب در حال تولید محتوا هستند و از فرصت‌هایی خوب برای مقابله با دستگاه دروغ‌پراکنی و پروپاگاندای رژیم حاکم بر ایران برخوردارند.

رسانه‌های اپوزیسیون اگرچه نسبت به سال‌های گذشته سطح کمی و کیفی محتوای خود را ارتقا داده‌اند و با سبقت از رسانه‌های حکومتی، در جامعه ایران جریان ساز شده‌اند؛ اما همچنان از ضعف‌های عمیقی رنج می‌برند که می‌بایست هرچه زودتر آن‌ها را برطرف کنند.

از جمله ضعف‌های رسانه‌های فارسی‌زبانِ مبارز، ناهماهنگی در جریان سازی علیه رژیم در زمان‌های قبل و هنگام اعتراضات مردمی است. این رسانه‌ها به جای اینکه در اقدامی‌هایی از پیش تعیین‌شده و هماهنگ خودشان آغازگر و زمینه‌ساز اعتراضات در داخل کشور باشند، چشم به شروع اعتراضات مردمی دارند که از هراس دستگاه سرکوب نمی‌توانند به خیابان‌ها بیایند. در این زمینه به نظر می‌رسد تأسیس شورایی متشکل از مسئولان ارشد رسانه‌های مردمی و مبارز می‌تواند عامل هماهنگی آن‌ها شود.

تحریریه آزادی