طبقه «تن‌آسا» در حاکمیت جمهوری اسلامی چگونه رشد کرد؟

اقتصاد رانتی ایران در طی چهار دهه گذشته مانند یک ماشین تولید افراد نوکیسه و تن‌پرور عمل کرده است. درآمدهای نفتی و گازی نیز سوخت این ماشین بوده تا هیچ‌گاه از حرکت نایستد. این ماشین در حالی عده زیادی را به داخل «شبکه خودی‌ها» کشانده است که آن‌ها هیچ‌گاه فکرش را هم نمی‌کردند بدون زحمت به چنین رفاه و آسایشی دست یابند؛ اما به لطف استقرار جمهوری اسلامی و سلطه این نظام بر سرنوشت و مال مردم، طبقه‌ای به وجود آمد که بدون کوچک‌ترین اثری در افزایش تولید ناخالص داخلی به ثروت‌های هنگفتی رسیدند.

به گزارش «تلویزیون آزادی» تن‌پرورانی که استفاده از رانت‌های حکومتی و دولتی را حق خود می‌دانند و مانند کَنه به جان و مال مردم چسبیده‌اند، نمایندگان «طبقه تن‌آسا» هستند. اگر از دیدگاه کارل مارکس طبقه‌های اجتماعی را تفکیک کنیم، این طبقه بر اساس دارایی‌اش در دسته بورژوا و خرده‌بورژواهایی قرار می‌گیرند که مصرف‌گرا و ضد تولید هستند. تن پروران تازه به دوران رسیده در جمهوری اسلامی حاصل وجود رابطه‌ها و نبود ضابطه‌ها هستند که دستاوردهای مالی نامشروع باعث افزایش نفوذشان در محل‌های توزیع رانت شده است.

توریستن وبلن، بنیان‌گذار مکتب نهادگرایی در اقتصاد، با ظرافت خاصی این طبقه تن‌پرور را به تصویر کشیده و در کتاب طبقه تن‌آسا گفته است که نمایندگان این طبقه نه با تولید، بلکه با لِه کردن چرخ‌های تولید توانسته‌اند به درجه بالایی از نوکیسگی دست یابند. حکومت رانتیری ایران نیز با توزیع درآمدهای نفتی در شبکه خودی‌ها، زمینه تولد طبقه‌ای را فراهم کرد که همه نمایندگان آن در فعالیت‌های غیرمولد مشغول هستند.

اغلب سفته‌بازان بازار ارز، سکه، بورس، سرمایه‌گذاران بانکی و به‌ویژه واردکنندگان کالاهای خارجی در قالب این طبقه قرار می‌گیرند. این‌ها همان کسانی هستند که به کمک سیاست‌های مخرب جمهوری اسلامی، اقتصاد ایران را دچار رکود کرده‌اند. این طبقه تن‌پرور و ضد تولید، به دلیل نوع رفتارهای ناهنجار اقتصادی، باعث تضعیف طبقه متوسط و خلق طبقه‌های ضعیف می‌شوند؛ همچنان که در پایان دوره هشت‌ساله محمود احمدی‌نژاد طبقه متوسط در ایران آسیب بزرگی دید ولی طبقه ضد تولید قدرتمندتر از گذشته شد و به تعداد نمایندگان خود نیز افزود.

سال‌های ۸۴ تا ۹۲ و ۹۷ تاکنون بهترین دوران طبقه تن‌آسا در ایران بوده است. طی سال‌های ۸۴ تا ۹۲ دولتی بی‌قیدوبند بر سپهر سیاسی ایران حاکم بوده که در رأس آن یک رئیس‌جمهور پوپولیست قرار داشت. طی این هشت سال قیمت نفت به بالاترین حد خود رسید؛ به‌گونه‌ای که در این دوره ۷۰۰ میلیارد دلار حاصل از فروش نفت وارد اقتصاد ایران شد. اما این درآمدها به‌ جای اینکه صرف تقویت بنیان‌های صنعت و تولید شود، در شبکه خودی‌ها توزیع شد تا طبقه تن‌پرور به زرق‌وبرق زندگی خود بیفزاید.

آمارها گویای این هستند که در دوران محمود احمدی‌نژاد بیش از ۵۱۱ میلیارد دلار کالاهای خارجی وارد کشور شده است. این رقم معادل نیمی از ارزش کل وارداتی است که در طول عمر جمهوری اسلامی انجام گرفته. در این دوره هشت‌ساله شاهد یک چرخش در نظام اقتصادی ایران هستیم که حاصل آن رفتن عده زیادی به زیر خط فقر و افزایش جمعیت نوکیسگان است. بی‌نظمی‌های اقتصادی در این مدت که نمونه بارز آن چاپ بی‌رویه اسکناس، ریخت‌وپاش‌های دلاری و ایجاد تورم ۴۰ درصدی است، کمک فراوانی به قدرتمندتر شدن تن پروران کرد. دراین‌بین بیشترین نفع را طبقه غیرمولدِ وابسته به حکومت برد که بسیاری از نمایندگان این طبقه با استفاده از رانت واردات، ۲۵ درصد از بازار واردات ایران را به کالاهای مصرفی چینی سپردند.

طبقه تن‌پرور در ایران علاوه بر تبعات منفی اقتصادی، جامعه را نیز تحت تاثیر منفی خود قرار می‌دهد. این طبقه با مصرف‌های تظاهری و بی‌دلیل، استاندارهای جدیدی را در بین دیگر طبقات رواج می‌دهد که سنخیتی با شرایط این طبقات ندارد؛ برای مثال، نمایندگان طبقه تن‌پرور با آمدن هر مدل جدیدی از خودرو یا گوشی موبایل در بازار آن را می‌خرد و در فضای مجازی و حقیقی این رفتار را به‌تدریج به یک ارزش تبدیل می‌کند. دیگر طبقات اجتماعی نیز سعی در تقلید این رفتار می‌کنند؛ اما عدم تقلید این رفتار به دلیل ناتوانی مالی سبب فشار روحی و روانی در فرد می‌شود و درصورتی‌که نتواند از این ارزش واهی پیروی کند، خود را همرنگ جماعت نمی‌یابد و زمینه‌های افسردگی و انزوا در او پدیدار می‌شود.

امروزه بسیاری از جوانان ایرانی به پیروی از ارزش‌های تهیِ طبقه تن‌آسا برخاسته‌‌اند که بازارگردی، پاساژگردی، کافه گردی با هدف ریخت‌وپاش تظاهری و مصرف تظاهری کالاهایی مانند پوشاک و لوازم الکترونیک از جمله مصداق‌هایی پیروی از این ارزش‌های خلق شده است. پیروی از این ارزش‌ها به ‌مرور در افراد نهادینه می‌شود و به حرکت طبقات اجتماعی جهت می‌دهد. توریستن وبلن به زیبایی این موضوع را در کتاب طبقه تن‌آسا توضیح داده است: «نهاد طبقه تن‌آسا، نه‌ فقط ساختار اجتماعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه بر خصلت فردی اعضای جامعه نیز اثر می‌گذارد. هنگامی‌که گرایش یا اندیشه‌ای به ‌صورت یک استاندارد یا هنجار پذیرفته می‌شود، بر خصلت آن دسته از اعضای جامعه که این هنجار را پذیرفته‌اند، بازتاب خواهد داشت.»

رشد طبقه تن‌آسا صرفاً یکی از صدها خطای جبران‌ناپذیر رژیم نامشروع ایران است؛ خطایی که تا سال‌ها اثرات مخربی بر جامعه می‌گذارد و آسیب‌های فراوانی را در سطوح مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در پی دارد.

تحریریه تلویزیون آزادی