سی سال از پذیرش قطع‌نامه‌ی ۵۹۸ شوارای امنیت سازمان ملل می‌گذرد در حالی که ایران باری دیگر در موقعیتی شبیه به شرایط پایان جنگ هشت ساله قرار دارد. در آن روزها نام بردن از آتش بس و پذیرش هرگونه قراردادی که باعث پایان جنگ شود توسط سران ایران به شدت رد شده و نوعی «ننگ» به شمار می‌رفت، اما پس از یک سال نبرد فاجعه‌بار پس از صدور این قطع‌نامه، نیروهای عراقی پیروزی‌های فراوانی به دست آورده و تعداد زیادی از جوانان ایرانی به خاک و خون کشیده شدند.

در پایان این خمینی بود که با نوشیدن جام زهر و پذیرش قطع‌نامه پایان جنگ را از سوی ایران اعلام کرد، چیزی که عراقی‌ها یک سال پیش اعلام کرده بودند . با نگاه به منش و روش سران حاکم بر ایران چیزی که همیشه خود را نشان داده این است که آنان تا آخرین لحظه و پس از تحمل زیان‌های جبران ناپذیر که دود آن به چشم ملت می‌رود از روی اجبار و به ناچار تن به هرگونه توافقی خواهند داد . پیش از این و پس از تحریم‌ها فلج کننده‌ی ایالات متحده و اتحادیه اروپا و سازمان ملل در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد بود که ایرانی‌ها با پذیرش مذاکره به سر میز آمده و آنچه «برجام» خوانده می‌شود امضا شد. توافقی با پنج قدرت غربی که برنامه‌ی هسته‌ای ایران را به زیر نظارت جامعه‌ی بین الملل می‌آورد. شرایط بهتر شد و رژیم ایران توانست ـ ولو همچنان با پاره‌ای محدودیت‌ها ـ دوباره به تجارت بین الملل بازگردد. اکنون و با روی کار آمدن دولت دونالد ترامپ در ایالات متحده و پس از خروج آمریکا از برجام، فشارها دوباره باز گشته‌اند و ایالات متحده خواهان به «صفر» رساندن فروش نفت ایران شده است. مشخص نیست این بار باید چه زیان‌هایی به مردم ایران وارد شود تا رهبران ایران ـ‌ یا بهتر است بگوییم رهبر ایران ـ برای بار سوم جام زهر را نوشیده باز «نرمشی قهرمانانه» کرده و به مذاکره تن دهد.

آیا آنها به امید پایان دوره‌ی اول دونالد ترامپ و احیانا رای نیاوردن او برای دور دوم نشسته‌اند یا آنکه از همین الان متوجه جدی بودن شرایط شده‌اند؟ اما به دور از خطر دخالت خارجی، آنچه پیش از آغاز تحریم‌های جدی ایالات متحده و بیش از دخالت خارجی امان از مردم ایران بریده، مشکل بی‌آبی است. مساله آنقدر جدی است که بسیاری از شهرهای کم جمعیت‌تر و روستاها از فشار بی‌آبی خالی از سکنه می‌شوند. مشکلی که هیچ چشم‌اندازی برای پایان آن به نظر نمی‌آید. ریزگردها یکی از مشکلاتی است که حتی گریبان شهرهای بزرگ را گرفته است. بی‌آبی و بی‌هوایی. حتی شهرهایی که همچنان آب دارند به نوعی گرفتار این مشکل شده‌اند؛ مشکلی که هفته‌ی گذشته در استان مازندران از استان‌های پرآب ایران رخ داد. صد نفر در پی مسمومیت به سبب نوشیدن آب شهری به بیمارستان منتقل شدند. مشخص نیست سران رژیم کدام یک را جدی می‌گیرند: فشار خارجی یا مشکلات داخلی؟

احمد توکلی نماینده‌ی پیشین مجلس و از چهره‌های مطرح اصولگرا معتقد است نه کودتا و نه حمله‌ی نظامی و نه انقلاب مخملی، بلکه فساد است که می‌تواند این حکومت را ساقط کند. او گفته است: ایران در حال حاضر در مرحله‌ی فساد سیستمی قرار دارد. این یعنی دستگاه‌های مسئول حفاظت سیستم خود به درجاتی گرفتار فساد شده‌اند. اما آنچه احمد توکلی نخواست یا نتوانست از آن سخن به میان آورد این است که چگونه ممکن است در سیسستمی که بخش بزرگی از بودجه مملکت در آن به دست نهادهایی همانند سپاه پاسداران و نهادهای زیر نظر رهبر است و این نهادها به هیچ عنوان نه مالیاتی می‌دهند و نه نظارتی را می‌پذیرند، فساد وجود نداشته باشد؟ وی البته به ظور ضمنی اشاره‌ای به سپاه پاسداران کرده و گفته است: «ما باید از نیرو‌های نظامی تشکر کنیم که در سازندگی مشارکت می‌کنند، ولی از آن‌ها توقع نداریم که کاسبی کنند و رقیب مردم بشوند». فروپاشی داخلی یا دخالت خارجی یا به احتمال بیشتر ترکیبی از این دو می‌تواند به عمر رژیمی که تا وقت اضافه به خود نمی‌آید پایان دهد، مگر آنکه این بار زودتر از گذشته این جام زهر نوشیده شود، البته این بار نه تنها از دست قدرت‌های خارجی بلکه نخست از دست مردم تلخی کشیده خودمان.