رئیسیِ رئیس جمهور با ایران چه خواهد کرد؟

پاسخ جالب ابراهیم رئیسی به شائبه کاندیداتوری اش در انتخابات ریاست جمهوریسرانجام پس از حدس و گمان‌های متعدد در رسانه‌ها و محافل سیاسی ایران، ابراهیم رئیسی با انتشار بیانیه‌ای در انتخابات ریاست جمهوری۱۴۰۰ اعلام نامزدی کرد و رسماً پا به عرصه‌ای گذاشت که در دوره قبلی آن ناکام مانده بود.

به گزارش «تلویزیون آزادی» صحنه انتخابات ریاست جمهوری ایران با آمدن ابراهیم رئیسی به نحوی آرایش پیدا کرده که به نظر می‌رسد ایدئال رهبر رژیم جمهوری اسلامی است. گزینه محبوب و مقبول علی خامنه‌ای که در انتخابات ۱۳۹۶ با ناکامی روبرو شده بود، حالا میدان را خالی از میلیون‌ها مردمی می‌بیند که دیگر علاقه‌ای به نظام و صندوق‌های رأی ندارند. او موقعیت را فراهم دیده که به آرزوی دیرینه‌اش جامه عمل بپوشاند و وارد ساختمان پاستور شود.

تقریباً همه به این نتیجه رسیده‌اند که رئیس‌جمهوری بعدی ایران کسی جز رئیسی نیست. اما سؤالی که می‌تواند طی روزهای آینده ذهن هر ایرانی را به خود مشغول کند، این است که تصویر ایران با ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی چگونه خواهد بود.

ابتدا بگذارید معرفی کوتاهی از این گزینه محبوب رهبر رژیم ایران داشته باشیم. او هم‌اکنون رئیس قوه قضائیه و نایب‌رئیس مجلس خبرگان رهبری است. رئیسی در محله «نوغان» مشهد متولد شده و در قم تحصیل کرده است. او فعالیت قضائی خود را در ۲۰ سالگی به عنوان دادستان کرج آغاز کرد و بعدتر دادستانی همدان را نیز به‌ طور هم‌زمان بر عهده گرفت. رئیسی در سال ۱۳۶۴ به تهران منتقل و جانشین دادستان این شهر شد.

کشتار ۶۷ یکی از نقاط سیاه کارنامه این آخوند تندرو محسوب می‌شود و رقبای او نیز در انتخابات ریاست جمهوریِ سال ۱۳۹۶ از همین ضعف او استفاده بسیار کردند. حسن روحانی در کارزار انتخاباتی‌اش در آن سال گفته بود «اردیبهشت ۹۶ هم یک‌بار دیگر مردم ایران اعلام می‌کنند آن‌هایی را که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، قبول ندارند.»

رئیسی تولیت آستان قدس رضوی را هم در کارنامه خود دارد؛ جایی که به دلیل ثروت‌های کلان، «امپراتوری آستان» نامیده می‌شود؛ اما رئیسی، مسند ریاست قوه مجریه جمهوری اسلامی را بسیار جذاب‌تر از آستان یا قوه قضائیه می‌داند؛ چراکه آنجا هم پول زیاد وجود دارد و هم قدرت بیشتر.

وقتی رئیسی اسفند ۱۳۹۷ با حکم علی خامنه‌ای به صندلی ریاست قوه قضائیه تکیه زد، فعالان حقوق بشر انتصاب او به ریاست قوه قضائیه را «مصیبت» و «توهین» به قربانیان تابستان ۶۷ خواندند و هشدار دادند که با ورود او به دستگاه قضائی، سرکوب و بی‌عدالتی بیش‌ازپیش خواهد شد. کمپین حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیه‌ای تأکید کرده بود که چنین انتصابی «نشانه‌‌ی انکار حاکمیت قانون» و «پاداشی» برای کسانی است که در جرائم ضد حقوق بشر نقش دارند.

او با شعار «مبارزه با فساد» به قوه قضائیه آمد اما خود به یکی از عاملان تداوم فساد و جنایت علیه شهروندان تبدیل شد. کارنامه او طی این مدت نیز سرشار خون و خونریزی است؛ از اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیر شیرازی گرفته تا گرفتن جان روح‌الله زم، روزنامه‌نگار سرشناس مخالف جمهوری اسلامی. او در دو سه سال گذشته صدها فعال مدنی، شهروند بهائی و کنشگر سیاسی را به زندان‌های طویل‌المدت محکوم کرده است.

اگر بخواهیم کارنامه رئیسی در پست‌های قبلی‌اش را ملاک سنجش او در پست ریاست جمهوری قرار دهیم و پیش‌بینی کنیم که در کاخ پاستور چه خواهد کرد، باید گفت شرایط سیاسی و اقتصادی ایران نه بدتر که به قهقرا خواهد رفت. به باور بسیاری، جمهوری اسلامی چه با روحانی چه با رئیسی هرگز اصلاح نمی‌شود و شرایط کشور هرروز بدتر می‌شود.

رئیسی رابطه خوبی با سپاه پاسداران به ویژه سازمان اطلاعات این نهاد نظامی دارد. بسیاری از پرونده‌سازی‌ها در قوه قضائیه تحت اختیار او برای فعالان مدنی با دستور و خواست سازمان اطلاعات سپاه انجام شده است. حتی می‌توان به این نکته اشاره کرد که برخی ناظران می‌گویند رئیسی مهره سپاه پاسداران در انتخابات پیش رو است؛ چراکه مجتبی خامنه‌ای با همدستی سپاه پاسداران قرار است جانشین پدرش شود و برای تحقق این برنامه، لازم است که رئیسی با همکاری سپاه به خیابان پاستور برود تا رهبر شدن مجتبی خاطرش را آزرده نکند؛ یعنی دادن نوعی حق سکوت!

انتظار بر این است که با آغاز ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی، جو ایران بیش از دوران محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی امنیتی شود. او احتمالاً سراغ رسانه‌ها خواهد رفت و با هرگونه اطلاع‌رسانیِ خلاف سلیقه رهبری و سپاه مقابله خواهد کرد.

گروه دومی که احتمالاً هدف برنامه‌های رئیسی خواهد بود، دانشگاه و دانشجویان است، به ویژه دانشجویانی که مخالف رژیم ایران هستند و فعالیت سیاسی دارند. او با فرهنگ و هنر کشور هم کارهای زیادی خواهد داشت؛ رئیسی به انتشار کتاب‌هایی که به زعمش به ایدئولوژی جمهوری اسلامی خدشه‌ای وارد کند، هرگز علاقه‌ای ندارد؛ چراکه او آمده است تا بخشی از پروژه پیاده‌سازی توتالیتاریسم محض در ایران باشد.

برخورد خشونت‌بارتر با جنبش‌های مدنی، اعتراضات مردمی، تجمعات صنفی و مقابله با فعالان مدنی از دیگر برنامه‌های رئیسی خواهد بود. او در اقتصاد توفیق چندانی به دست نخواهد آورد؛ زیرا که بهبود اقتصاد در گرو رفع مناقشات سیاسی با غرب است و رئیسی هم علاقه‌ای به حل مناقشات با غرب ندارد.

به طور کلی نمی‌توان انتظار داشت ایران با ابراهیم رئیسی ایران بهتری شود. او چهره‌های به اصطلاح «انقلابی» را در پست‌های کلیدی می‌گمارد و صندلی‌های حساس را هم به مدیران «مؤمن» واگذار خواهد کرد؛ بنابراین، سخت بتوان باور کرد که در دوره ریاست جمهوری او شاخص‌های تورم، بیکاری، فلاکت، ضریب جینی و… بیش از اکنون رو به بدتر شدن نرود.

تحریریه آزادی