دلایل ادامه حیات جمهوری اسلامی

ادامه حیات جمهوری اسلامی این‌گونه رقم خورده که این رژیم ابتدا از جهل سیاسی مردم سوءاستفاده کرد و سپس با کمک درآمدهای نفتی به ایجاد دستگاه دیوان‌سالاری برای کنترل جامعه مبادرت ورزید. پس‌ازآن، رژیم ایران به موازات افزایش قدرت خود، نهادهای حکومتی را توسعه داد و با یکه‌سالاری و ایجاد موانع متعدد از تشکیل احزاب مستقل جلوگیری کرد.

به گزارش «تلویزیون آزادی» در عصر جدید که ارتباطات گسترده، تمام شئون انسانی، مناسبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردم را تحت شعاع قرار داده و آگاهی سیاسی جوامع افزایش یافته است، رژیم‌های استبدادی کار سختی برای بقای خود دارند. امروزه دیکتاتورهایی مانند علی خامنه‌ای، بشار اسد، نیکلاس مادورو و… هزینه‌های مادی هنگفتی برای ماندگاری خود از جیب مردم می‌پردازند و در این راه حاضرند صدها هزار نفر را قربانی ایدئولوژی ضد انسانی خود کنند. در این مقاله به دلایل اصلی برقرار ماندن جمهوری اسلامی و پا گذاشتن این رژیم به پنجمین دهه حیاتش می‌پردازیم

دیکتاتوری نفتی

نمونه‌های زیادی وجود دارند که نشان می‌دهند رژیم‌های استبدادی برای پیشبرد اهداف خود نیاز به یک دستگاه عریض و طویل بوروکراسی دارند. این دستگاه عریض و طویل حکومتی که برای کنترل جامعه و مناسبات آن تشکیل شده است، نیاز به منابع مالی فراوانی دارد. جمهوری اسلامی نیز از همان ابتدای انقلاب اسلامی با استفاده از درآمدهای نفتی نهادهای متعدد خود را تأسیس کرد و به‌تدریج آن‌ها را توسعه داد.

این نهادها یک وظیفه مشخص به عهده دارند و آن چیزی نیست جز اِعمال قدرت و کنترل مناسبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور که ریشه در ماهیت تمامیت‌خواه رژیم دارد. از آنجا که دستگاه بوروکراسی جمهوری اسلامی همواره از درآمدهای سهل‌الوصول نفتی تغذیه می‌کند، سران رژیم هرگز خود را وابسته به مردم نمی‌دانند و در قبال رفتار خود پاسخگو نیستند. علی خامنه‌ای با استفاده از این درآمدها نه‌تنها توانسته بر اوضاع داخلی مسلط شود، بلکه در فراسوی مرزهای جغرافیایی ایران به ترویج ایدئولوژی خود نیز پرداخته است؛ بنابراین، می‌توان یکی از دلایل تداوم حیات جمهوری اسلامی را وجود درآمدهای سرشار نفتی طی چهار دهه گذشته دانست.

نبود احزاب مستقل

اهمیت وجود احزاب در کشورها برای صیانت از حقوق مدنی و اجتماعی مردم بر هیچ‌کس پوشیده نیست. جمهوری اسلامی با آگاهی از میزان اهمیت احزاب مستقل، همواره از تکثرگرایی سیاسی جلوگیری کرده و با ایجاد موانع متعدد، هرگز اجازه تشکیل احزاب مستقل را نداده است. یکه‌سالاری در جمهوری اسلامی که ریشه در قانون اساسی ایران و نظریه «ولایت مطلقه فقیه» دارد، ریشه همه جریان‌های مخالف داخلی را خشکانده و به همین دلیل اکنون هیچ چهره شاخصی که مردم بتوانند حول محور آن به مخالفت و مبارزه با رژیم بپردازند، در داخل کشور وجود ندارد. علی خامنه‌ای و هم‌قطارانش حکومت چهل و چند ‌ساله‌شان را تا حدود زیادی مدیون سرکوب جریان‌ها و جلوگیری از تشکیل احزاب مستقل و قدرتمند هستند.

رعب و وحشت

اگر جمهوری اسلامی ههمچنان به حکومت خود ادامه می‌دهد، صرفاً یک تاکتیک و ابزار قدرتمند به نام خشونت و سرکوب را به کار بسته است. خشونت و سرکوب یگانه تاکتیک و ابزار کارآمد رژیم‌های دیکتاتوری محسوب می‌شود. آن‌ها با همین ابزار دوام می‌آورند و با همین ابزار ملتی را سال‌ها به اسارت خود می‌کشند. جمهوری اسلامی هم از این قاعده جدا نیست. این رژیم افراطی با استفاده از بازوهایی مانند سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، سازمان بسیج و ده‌ها نهاد سرکوبگر دیگر، جَوی وحشتناک و رعب‌آمیز را به وجود آورده و اجازه کوچک‌ترین اعتراضی را به مخالفان خود نمی‌دهد. چه کسی است که نداند قیام‌های ۷۸، ۸۸ و دی‌ماه ۹۶ خورشیدی توسط همین نهادهای ضد انسانی به خاک و خون کشیده شدند؛ البته در این راه، قوه قضائیه نیز نقش اساسی را به عنوان مجری خواسته‌های ولایت‌فقیه بر عهده دارد.

ادامه حیات جمهوری اسلامی این‌گونه رقم خورده که این رژیم ابتدا از جهل سیاسی مردم سوءاستفاده کرد و سپس با کمک درآمدهای نفتی به ایجاد دستگاه دیوان‌سالاری برای کنترل جامعه مبادرت ورزید. پس‌ازآن، رژیم ایران به موازات افزایش قدرت خود، نهادهای حکومتی را توسعه داد و با یکه‌سالاری و ایجاد موانع متعدد از تشکیل احزاب مستقل جلوگیری کرد. رژیم ولایت‌فقیه برای تکمیل حکومت دیکتاتوری خود نهادهای سرکوبگری چون وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و بسیج را تأسیس کرد تا بتواند با سرکوب و ترویج خشونت و ترس، جامعه را کنترل کند و به اهداف شوم خود که همان تاراج ثروت‌های مردم، زورگویی و ترویج شیعه‌گری است، دست یابد.

مجتبی احمدی | تلویزیون آزادی