داستان جگرسوز نابینا شدن کولبر زحمتکش / کلیپ

بار ۶۰ کیلویی را حمل می‌کند. در سرما و گرما، در برف و بوران، با کوله‌باری سنگین، کولبر زحمتکش صخره‌ها را در می‌نوردد، تا که نانی برسر سفره گذارد. سفره عشق و مهر و صفا

سرمایه‌اش!؟  شاید جز جسم خسته و فرسوده در زیر کوله‌بارهای سنگین، سرمایه‌ای دیگر ندارد.

اما شوق رساندن نان به فرزندانش، شوق خرید دفتر و قلم و کتاب مدرسه در اول مهر برای کودکانش، به او قدرتی داده که می‌تواند کیلومترها صخره‌های صعب‌العبور را در زیر سنگینی بار طی کند.

اما در هراس از شلیک نامردمان وحشی، پاسداران سرمایه دزدان و تبهکاران حاکم، آنها را به عبور از کوره‌راههای خطرناک و صعب‌العبور می‌کشاند.

کولبر زحمتکش، ۶۰ کیلو بار بردوش، پس از طی کیلومترها راه پرپیچ و خم و خستگی مفرط، با سقوط از ارتفاعی سخت، ضربه مغزی شد و برای همیشه بینایی‌اش را از دست داد.

گزارش تصویری از شاهین صمدپور