خصوصی سازی آموزش و پرورش و بودجه ی ۹۸

چند روزِ پیش مدرسه ای، اولیای دانش آموزان را فراخوانده بود. نه اما برای گفتگو درباره ی برنامه های درسی و مشاوره و مرورِ آنچه انجام شده است. بلکه برای اعلام این خبر که بچه ها کلاس ها را کثیف می کنند! حالا مساله چه بود؟ پولی نبود که به مستخدمی پرداخت شود تا بیاید برای تمیزکاری. نگفته معلوم است که این مدرسه ی دولتی برای ثبت نامِ بچه ها مقادیری را با عنوان های شهریه و کمک و مشارکت و … دریافت کرده بود. ذکرِ این ماجرا اما برای تاکید بر یک استثنا نبود. بلکه برای گشودنِ وضعیتی است که می شود آن را تا جاهای بارک تر و حادثه های تلخ تری تعمیم داد.

آموزش رایگانِ همگانی نیز یکی دیگر از شعارهای بدونِ دستاوردِ انقلاب ۵۷ است. این شعار در حدِ شعار هم دیگر طرفداری ندارد. در آستانه ی دهه ی ۷۰ همزمان با تغییراتی در ساز و کارهای قانونی، مدرسه ی غیر انتفاعی پیش کشیده شد. کم کم مدارس دولتی نیز علی رغمِ همه عوام فریبی ها مشمولِ خصوصی سازی شدند. بانک جهانی نیز ایران را بین سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۷ رکوردار در این زمینه، خصوصی سازی مدارس، در نظر گرفته است. سال گذشته به اعلامِ خود وزارت آموزش و پرورش میزان شهریه هایی که مردم به مدارس دولتی داده اند حدود ده هزار میلیارد تومن بوده است، رقمی بیش از دو برابرِ کل بودجه ی آموزش پرورش. کمتر کسی اما در این سال ها از رسانه های سمعی، بصری و نوشتاری، پیش از آغازِ سالِ تحصیلی، نشنیده باشد که این شهریه گرفتن ها قانونی نیست و برخورد می شود و ادعاهای مضحک دیگر. عوام فریبی و دروغ تا بدین حد واقعا دردناک است. اما حالا دیگر بر کسی پوشیده نیست که فاتحه ی آموزشِ رایگان خوانده شده است.

نظامِ آموزش پرورش کشور با بحران ها و مقاومت هایی مواجه است. بحران هایی از قبیل ناکارآمدی، کسری بودجه ی ۱۰۰۰ میلیارد تومانی و فجایعی که هرزگاه رخ می دهد. فجایعی که هر بار عده ای را به گفتنِ حرف هایی خلافِ واقع وا می دارد. مقاومت ها نیز از طرف فرهنگیان و معلمانی است که مطالباتی دارند. اعتراضاتی که فراگیری شان چشم گیر بود. چنان که معلمانِ معترض  نیز می گویند عزم دولت برای خصوصی سازی آموزش و پرورش جزم است. بودجه ی ۹۸ و سیاست های دولت نیز خود حاکی است. علی رغم این که ۱۳۶ هزار کلاس باید به سیستم گرمایشی مجهز شود، کسری بودجه چنان است که به قول یکی از نماینده های مجلس در این ۴۰ سال سالی نبوده که آموزش و پرورش با کسری بودجه مواجه نباشد، یا فرهنگیانی هستند که از سال ۸۸ هنوز مطالباتی دارند و …  با بودجه ی تخصیص یافته در سال ۹۸ تنها در بهترین شرایط تنها می توان حقوق کارکنانِ امسال را داد. سرانه ی هر دانش آموز نیز تنها ۲۵ هزار و ۸۰۰ تومان است. این یعنی عملا نظام آموزش پرورش دولتی با پولِ مردم اداره می شود. این یعنی تمام همدردی ها و تسلیت ها و قول های شرفی که برخی می دهند عوام فریبی و از بی شرفی شان است. سیاست اقتصادی دولت صراحتا چیزِ دیگری است.

 هر بار که فاجعه ای روی می دهد عده ای از این طرف و آن طرف محکوم می شوند و تقصیر ها بر گردنِ مدیر و معاون و فلانی و فلانی در آموزش و پرورش ناحیه ی فلان انداخته می شود. این محکومیت ها نظرِ ما را از این مساله ی اساسی دور می دارد که بر خلافِ آن چه در قانونِ اساسی ذکر شده، دولت مسئولیتِ آموزشِ رایگانِ عمومی را مدتهاست از گردنِ خود ساقط کرده. این محکومیت ها خدشه بر چهره ی واقعیتِ مسلمی می اندازد که از سیاست های اقتصادی دولت می ناشی می شود.