حسن روحانی، پیام آور صلح در خاورمیانه یا تفرقه افکنی و تهدید تمامیت ارضی کشور ها؟

به دنبال ادامه تنش میان ایران و ایالات متحده در منطقه و افزایش اختلافات داخلی در مورد چگونگی مقابله با چالش های پیش رو میان جناح های مختلف اصلاح طلب و محافظه کار در ایران، روحانی در تلاش برای مطرح کردن صلح و همکاری در منطقه شد.

اصرار روحانی به آشتی و همسویی میان کشور های منطقه، تلاش برای بیرون رفت از چالش های نظامی است که ایران را در پرتگاه سقوط در میدان جنگ قرار داده است. محمد جواد ظریف، زمانی اقدام به سفر در برخی از کشور های منطقه کرد و بحث صلح و آشتی را مطرح کردکه کشتی های نفت کش در نزدیکی سواحل امارت فجیره امارات متحده عربی هدف حمله قرار گرفت.

همزمان با این حمله، ایران، پروژه “پیمان عدم تجاوز” میان ایران و کشور های عربی حاشیه خلیج فارس را از پایتخت عراق اعلام کرد تا کشور های عربی حوزه خلیج فارس را در نخستین چشم انداز طرح منطقه ای روحانی قرار دهد.

از سوی دیگر بعید نیست که روحانی خواستار تجدید ساختار شورای همکاری خلیج فارس شود، طوری که در جریان نشست سران کشور های شورای همکاری خلیج فارس که در سال ۲۰۱۳ در کویت برگزار شد، حمد بن جاسم، نخست وزیر پیشین قطر، خواهان بازنگری ساختار شورای همکاری خلیج فارس شد تا در قدم نخست، عراق و در مراحل بعدی، ایران و یمن نیز شامل شورای همکاری های  کشور های خلیج فارس شوند.

البته شکی نیست که هدف از تمامی این اقدامات و پروژه ها، تلاش برای مشروعیت بخشیدن به نفوذ ایران در منطقه است و در این میان برای تهران تفاوتی نمی کند که سایر کشور های منطقه و جهان به چه میزانی متحمل خسارت های ناشی از تحرکات تهدید آمیز ایران می شوند.

اما هنوز جوهر مهر خروج ظریف از کشورهای اروپایی خشک نشده بود که پالایشگاه نفتی کشور عربستان سعودی مورد هدف قرار گرفت و بازار جهانی نفت را وارد چالش جدیدی کرد.

پس از حمله به پالایشگاه نفتی آرامکو در عربستان سعودی که حکومت ایران از سوی بسیاری از کشور های مطرح دنیا به عنوان عامل این حمله شناخته شد؛ حسن روحانی با پیام صلح وارد نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک شده است؛ اما واقعا کدام یک را باور کنیم؟ حمله روزنامه اصولگرایان و تشویق آنان به «اختشاش در منطقه» و تهدید امارات متحده عربی به آرامکوی دیگر و یا پیام آور صلح در خارورمیانه؟ ضرب المثل قدیمی در این خصوص صدق می‌کند که می‌گوید «دُم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت فیل را؟»