توافق قریب‌الوقوع وین؛ تکرار یک خطای راهبردی در مواجهه با رژیم ایران

گزارش‌ها از وین حاکی از این است که رژیم ایران به توافق با دولت آمریکا نزدیک شده و حتی معاون جوزپ بورل، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفته است طرف‌های مذاکره به تنظیم پیش‌نویس توافق رسیده‌اند. این در حالی است که رژیم ایران در یک باج‌خواهی هسته‌ای سطح غنی‌سازی اورانیوم را به ۶۰ درصد رسانده و به اقدام‌های مخرب و تروریستی خود در منطقه به‌ویژه در عراق و یمن اضافه کرده است.

به گزارش «تلویزیون آزادی» دیپلمات‌های ایرانی چند روزی است که در «گرندهتل» اردو زده‌اند و حاضر به ترک وین نیستند. در تهران اما صندوق ارزی خالی است و دست علی خامنه‌ای برای تأمین مالی نهادهای حکومتی و گروه‌های شبه‌نظامی منطقه تنگ شده است. به نظر می‌رسد رهبر رژیم ایران برخلاف ادعاهایش مبنی بر عدم مذاکره با آمریکا، به افرادش دستور داده است که دست ‌خالی از اتریش بازنگردند.

بسیاری از ناظران از اینکه برگزاری چند جلسه کوتاه میان طرف‌های برجام منتج به احتمال یک توافق قریب‌الوقوع شده، متحیرند. آن‌ها می‌گویند علاوه بر ایران که شیفته توافقی سریع با آمریکا است، دولت جو بایدن نیز برای بازگشت به برجام عجله‌ای بی‌دلیل دارد. تا اینجای ماجرا حاصل اَتَش دو طرف برای رسیدن به نتیجه در پایتخت اتریش خبرهایی امیدوارکننده‌ای بوده که دست‌ودل مقامات ارشد رژیم ایران را گرم کرده و حالا آن‌ها امیدوارند به دلارهای بلوکه‌شده‌شان دست یابند.

اما همه ماجرا برای غرب به ویژه آمریکا با یک توافق دم‌دستی با رژیم ایران تمام نمی‌شود. عجله‌ای که در دولت آمریکا برای بازگشت به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ دیده می‌شود، نشان از این دارد که جو بایدن فراموش کرده با رژیمی جاه‌طلب، طماع و مخرب روبرو است؛ رژیمی که آسایش را از کشورهای همسایه‌اش گرفته و در جنایت‌های بشار اسد نقش پررنگی را ایفا کرده است.

در واقع بایدن بدون در نظر گرفتن سایر مسائل بنیادی، قصد دارد به توافقی با رژیم تهران دست یابد تا ثابت کند برخلاف دونالد ترامپ می‌تواند از راه دیپلماسی جلوی بخشی از فعالیت هسته‌ای ایران را بگیرد؛ اما بایدن برخلاف ترامپ هرگز دید وسیعی ندارد و در مواجهه با رژیم ایران، صرفاً بعد هسته‌ای را مدنظر قرار داده است. این در حالی است که استراتژی ترامپ، فشار حداکثری برای حصول توافقی بود که طیف گسترده‌ای از مسائل از جمله برنامه موشکی، فعالیت‌های تروریستی و برنامه هسته‌ای رژیم ایران را در بربگیرد.

اگرچه طی حدود سه سال کمپین فشار حداکثری نتوانست علی خامنه‌ای را مجبور به نوشیدن جام زهر دیگری کند اما بسیاری از ناظران اذعان دارند اگر ترامپ برای بار دوم انتخاب می‌شد، ایرانی‌ها دست از پا درازتر به مذاکرات بازمی‌گشتند و این بار بر سر همه آنچه دولت ترامپ می‌خواست، مذاکره می‌کردند.

اما اکنون ماجرا کاملاً فرق می‌کند؛ تیم بایدن در وین مستقر شده تا صرفاً رژیم ایران را مجاب به توقف بلندپروازی‌های هسته‌ای‌اش کند. بایدن بی‌خیال سایر اقدام‌های مخرب رژیم ایران شده است؛ برای مثال، برای او مهم نیست که رژیم ایران در عراق، یمن، سوریه و لبنان چه می‌کند. بایدن حتی قصد دارد افغانستان را هم تخلیه کند بدون اینکه از خطر نفوذ (به احتمال زیاد فاجعه‌بار) سپاه قدس هراسی به دل راه دهد.

به جرأت می‌توان گفت مسیری را که دولت بایدن در مواجهه با رژیم ایران انتخاب کرده، به مقصدی ختم می‌شود که اوباما قبلاً به آن رسیده بود؛ یعنی ترور بیشتر در منطقه، افزایش موارد نقض حقوق بشر در ایران و تداوم توسعه برنامه موشکی برای قلدری کردن در برابر کشورهای عربستان سعودی، اسرائیل و امارات.

آنچه مسلم می‌نماید، این است که رژیم ولایت‌فقیه پول‌های آزادشده ناشی از توافق جدید را سر سفره مردم نخواهد آورد. اولویت علی خامنه‌ای در تقسیم غنائم، حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و بشار اسدِ تهی‌دست است که این روزها در تنگنای اقتصادی قرار دارند.

به طور کلی، جو بایدن در حال تکرار یک خطای راهبردی در برابر رژیم ایران است؛ با این تفاوت که دفعه قبل در پست معاون اولی رئیس‌جمهوری آمریکا بود و این بار در پست حساس ریاست جمهوری آمریکا کار می‌کند. چه‌بسا این خطا بزرگ‌تر از خطای قبلی باشد؛ خطایی که در آن ده‌ها میلیارد دلار در اختیار حکومت متوحش خامنه‌ای قرار داده شد تا ماهیت ستیزه جوی خود را تقویت کند.

تحریریه آزادی