تحریم، کرونا و بی‌پولی؛ بحران مالی با ایران چه می‌کند؟

جمهوری اسلامی با بزرگ‌ترین بحران مالی در طول حیاتش مواجه شده و به جز چاپ پول بی‌ارزش، راهبرد دیگری برای عبور از این تنگنای بی‌سابقه ندارد. رژیم ایران پس از افزایش سه برابری نرخ بنزین و افزایش ۲۷ درصدی مالیات در بودجه ۹۹، مدتی است که به بازار بورس چنگ زده تا بخش دیگری از ناتوانی مالی خود را از این راه جبران کند؛ اما به نظر می‌رسد بحران مالی کنونی این رژیم جراحتی بسیار عمیق است که با پانسمان کردن بهبود نخواهد یافت.

به گزارش «شبکه آزادی» دیگر از آن دوره‌ای که قیمت هر بشکه نفت بالای ۱۰۰ دلار بود و جمهوری اسلامی بدون محدودیت و تحریم نفتکش‌های خود را راهی چین، هند و اروپا می‌کرد و دلارش را می‌گرفت، خبری نیست. رژیم ایران که نفت ۵۰ دلاری را در بودجه امسال تصویب کرده است، حالا با شرایطی روبه‌رو شده که عملاً نمی‌تواند روی درآمدهای نفتی حساب باز کند.

علاوه بر اینکه ایالات‌متحده آمریکا صادرات نفت ایران را تحریم کرده و جمهوری اسلامی قادر به فروش این محصول با حجم قبلی نیست، قیمت نفت نیز طی هفته‌های گذشته سقوط بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده است. هم‌اکنون قیمت سبد سازمان کشورهای تولیدکننده نفت (اوپک) که ایران هم در آن عضویت دارد به حدود ۱۸ دلار رسیده که نسبت به اوایل ماه می ۲۰۱۹ میلادی ۵۲ دلار سقوط کرده است.

پیش‌ازاین، «آژانس بین‌المللی انرژی» در گزارش ماهانه خود اعلام کرده بود که صادرات نفت ایران به «زیر ۳۰۰ هزار بشکه» در روز کاهش یافته است. این در حالی است که تا قبل از تحریم‌های ایالات‌متحده آمریکا میزان صادرات نفت ایران به بیش از ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه در روز می‌رسید.

تحریم نفت ایران و سقوط قیمت این محصول ضربه مهلکی را به پیکره جمهوری اسلامی زده و این رژیم که بنای اقتصادی خود را در نفت پی‌ریزی کرده است، به راحتی نمی‌تواند خود را با شرایط جدید وفق دهد. بخش صنعت ایران نیز آن‌قدر بزرگ نیست که بتواند در خلأ دلارهای نفتی، پاسخگوی نیاز ۸۵ میلیون ایرانی باشد.

آثار بی‌پولی و بحران مالی رژیم ایران را در بخش‌های مختلف از جمله نظام پرداخت‌ها می‌توان به وضوح مشاهده کرد. روزنامه دنیای اقتصاد روز دوشنبه، ۱۵ اردیبهشت گزارش داد که «میزان اعتبار ارز ۴۲۰۰ تومانی برای واردات کالاهای اساسی کاهش یافته و به هشت میلیارد دلار رسیده است.» این رقم در مقایسه با سال گذشته ۴۶ درصد کاهش یافته اما کارشناسان اقتصادی می‌گویند دولت توان تأمین همین مبلغ را هم ندارد.

در شرایط کنونی که خزانه ارزی بانک مرکزی تقریباً خالی شده و پول زیادی برای واردات کالاهای اساسی وجود ندارد، رژیم ایران هم چنان مشغول آزمایش موشک‌های بالستیک، کمک به حزب‌الله لبنان و ریخت‌وپاش در نهادهایی است که هیچ خدمات عمومی‌ای ارائه نمی‌دهند. به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی هنوز به خطرات بحران مالی کنونی پی نبرده و نمی‌داند اگر اقتصاد کشور در مسیر کنونی به حرکتش ادامه دهد، فاجعه‌ای ملی در پیش خواهد.

اقتصاد ایران هم‌اکنون از دو طریق متحمل ضربه‌های شدید است: تحریم و رکود بی‌سابقه ناشی از شیوع ویروس کرونا. کرونا اقتصاد جهانی را به منجمد و رشد تولید ناخالص داخلی کشورها را متوقف کرده و ایران نیز از آثار فاجعه‌بار این رکود جهانی در امان نخواهد بود. از سوی دیگر، نظام تحریم‌هایی برقرار است که پیکره اقتصاد ایران را نحیف کرده و مانع ارزآوری به کشور شده است.

در این میان، کیفیت حکمرانی جمهوری اسلامی که متأثر از ایدئولوژی این رژیم است، به قدری در سطح پایین قرار دارد که قادر به مدیریت شرایط و حل مسائل نیست. لجبازی رژیم ایران با آمریکا و تن ندادن به مذاکره کم‌کم ایران را به سمت فاجعه اقتصادی تمام‌عیار می‌برد و حالا آثار منفی ویروس کرونا به این روند شتاب بخشیده است.

در ایران این باور ایجاد شده است که بازار سرمایه یا بورس می‌تواند بخشی از کسری بودجه رژیم را جبران کند و مانع فروپاشی اقتصادی کشور شود؛ اما در واقع، هدایت نقدینگی مردم به سمت بورس صرفاً می‌تواند برای مدتی کوتاه از تلاطم بازار ارز جلوگیری و شتاب تورم را کنترل کند؛ راهبردی که از نظر کارشناسان اقتصادی نمی‌تواند پایدار و چندان کارآمد باشد؛ چراکه ماشین تولید نقدینگی بدون ترمز در حال پیش روی است.

فرشاد مؤمنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی درباره رشد مصنوعی بورس به خبرگزاری ایلنا گفته است «رشد خطرناک و حبابی بورس کشور بزرگ‌ترین خطری است که اقتصاد ایران را در سال ۹۹ تهدید می‌کند و متأسفانه کسانی که می‌دانند این موضوع چه فجایعی می‌تواند در سرنوشت بنگاه‌ها و مردم داشته باشد، سکوت کرده‌اند.»

به نظر می‌رسد بحران مالی کنونی رژیم ایران جراحتی بسیار عمیق است که با پانسمان کردن بهبود نخواهد یافت. آنچه می‌تواند ایران را از بحران‌های کنونی و فروپاشی اقتصادی نجات دهد، عبور از جمهوری اسلامی و تغییر نظام سیاسی به دست مردم است؛ اما راه دیگری که می‌تواند به حل مشکلات کشور آن‌هم برای مدت کوتاهی منتهی شود، تغییر نگرش سیاسی رژیم، مذاکره با آمریکا و پارادایم‌شیفت اقتصادی است؛ بر این اساس، جمهوری اسلامی می‌بایست در درجه نخست دیدگاهش را نسبت به مسائل داخلی و خارجی تغییر اساسی دهد، با آمریکا بر سر طیف گسترده‌ای از مسائل به مذاکره بنشیند و در نهایت اقتصاد ایران را از چنگال نظامیان و بیت رهبری بیرون بکشد و به بخش خصوصی واقعی بسپارد.

به نظر نمی‌رسد راه بینابینی وجود داشته باشد که بتوان بقای کشور و مردم را تضمین کرد. ایران یا باید در جهت نظم بین‌المللی حرکت و از منافعش دفاع کند یا کره شمالی را الگوی خود قرار دهد و با زمین و زمان بجنگد؛ الگویی که جز نکبت، فقر و عقب‌افتادگی برای مردمش در پی نداشته است.

مجتبی احمدی | تلویزیون آزادی