بودجه ۱۴۰۰؛ جمهوری اسلامی مردم را فقیرتر می‌کند

حدود دو هفته از ارائه لایحه بودجه ۱۴۰۰ به مجلس رژیم ایران می‌گذرد و منتقدان دولت روز به روز انتقادهای بیشتری را نسبت به این لایحه مطرح می‌کنند. عده زیادی از اختصاص بودجه‌های کلان به چهره‌ها و نهادهای مذهبی شکایت دارند و معتقدند که چون این چهره‌ها و نهادها هیچ خدماتی به مردم ارائه نمی‌دهند، استحقاق بودجه دولتی هم ندارند.

به گزارش «تلویزیون آزادی» بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۰ نشان می‌دهد منابع و اعتبارات دچار نشتی‌های فراوان است و چون دولت با دستگاه دیوانسالاری گسترده‌ای روبروست، توان رفع این نشتی‌ها را ندارد. ضعف دیگری که در این لایحه به چشم می‌خورد؛ ناهماهنگی آن با شاخص‌های توسعه (به مفهوم گسترده کلمه) است. لایحه بودجه سال آینده حتی با برنامه ششم توسعه جمهوری اسلامی نیز در تضاد آشکار قرار دارد. این مسئله نشان‌دهنده نداشتن ضمانت اجرایی برای برنامه‌هایی است که حتی اجرای پنج‌ فصل آن نتوانسته است ایران را در مسیر توسعه قرار دهد.

بیکاری بیشتر با بودجه ۱۴۰۰

فقر و بیکاری دو ابرچالش اقتصادی ایران محسوب می‌شود که هرسال به دامنه آن افزوده شده است. حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران گفته است بودجه ۱۴۰۰ در پی کاهش این دو ابرچالش است؛ اما این ادعای او با جهت‌گیری‌های موجود در بودجه، هماهنگی ندارد. برای مثال، افزایش فقط ۵ درصدی اعتبارات عمرانی و افزایش ۱۳ درصدی مالیات‌ها در شرایط کنونی اقتصاد ایران به رکود عمیق‌تر اقتصاد و بیشتر شدن نرخ بیکاری منتهی خواهد شد. بی‌تردید هیچ دولتی نمی‌تواند ادعا کند افزایش بیکاری و رسیدن به توسعه در تضاد نیست.

اساساً یکی از شاخص‌های توسعه، نرخ پائین بیکاری است که با سیاست‌گذاری‌های غلط رژیم ایران، رسیدن به آن دور از دسترس است. بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران، هم‌اکنون نرخ بیکاری ۹٫۵ درصد است که پیش‌بینی می‌شود با اجرای بودجه ۹۹ این نرخ در یک روند صعودی قرار گیرد؛ چراکه افزایش مالیات‌ها، افزایش قیمت حامل‌های انرژی و رشد اندک بودجه عمرانی در شرایط شیوع کرونا و رکود عمیق زمینه را برای تعطیلی بنگاه‌های اقتصادی، بیش‌ازپیش فراهم خواهد کرد.

گسترش دامنه فقر

جامعه شناسان بر این باورند که فقر سرچشمه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی است. اقتصاددانان نیز راه‌های زیادی را برای کاهش این پدیده معرفی کرده‌اند. بی‌تردید آرزوی هر دولتی است که فقر را در کشورش ریشه‌کن کند؛ اما جای تأسف است که پس از حدود ۴۲ سال تجربه بودجه‌ریزی در جمهوری اسلامی، هنوز راهکاری برای کاهش این پدیده در بودجه پیدا نشده است. به نظر می‌رسد دولت حتی از دیدگاه‌های اقتصاددانان مطرح و آگاه کشور در بودجه‌بندی استفاده نکرده است.

بودجه در اقتصاد مانند یک میدان در شهر است که در آن می‌توان برای زودتر رسیدن به مقصد راه کوتاهی را انتخاب کرد. جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته همواره راه‌های طولانی و صعب‌العبور را در اقتصاد انتخاب و هزینه‌های فراوانی را هم برای آن پرداخت کرده است. به موازات این مسئله پدیده فقر هم گسترده‌تر شده و دامن طبقه متوسط کشور را هم گرفته است.

برخی مقامات جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند که هم‌اکنون «بیش از ۲۰ میلیون نفر در فقر مطلق به سر می‌برند.» فقر مطلق به معنای محرومیت از حداقل امکانات زندگی مانند مسکن، پوشاک، غذا و درمان است. قطعاً بنزین ۳۰۰۰ تومانی، دلار ۱۱۵۰۰ تومانی برای کالاهای اساسی، افزایش مالیات و پایین بودن میزان بودجه عمرانی، ماشین فقر را با شتاب بیشتری به حرکت در خواهد آورد. فقر پایین نیز مانند پایین بودن نرخ بیکاری از شاخص‌های مهم توسعه‌یافتگی به شمار می‌رود. اگرچه حسن روحانی ادعا کرده است بودجه ۱۴۰۰ فقر را کاهش می‌دهد، باید گفت جهت‌گیری این بودجه به سمت فقر و شکاف طبقاتی بیشتر است.

تحریریه آزادی