بابک پاک‌نیا: نوید دو پرونده مفتوح داشت اما اعدام شد

بابک پاک‌نیا در ارتباط با پرونده نوید افکاری گفت: نوید دو پرونده مفتوح داشت اما اعدام شد/ یکی از شهود از شهادت خود در این پرونده برگشته بود و یکی دیگر از شهود گفته بود من نوید افکاری را برای اولین بار در دادگاه دیده ام/ آخرین تماس او ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه شب بوده، اینکه از آن ساعت تا بامداد چه اتفاقی افتاده نمی دانیم

هفته گذشته خانواده نوید افکاری به طور خاص برادر ایشان به دفترم مراجعه کرد و مستندات پرونده نوید را که حدود ۵۰۰ الی ۶۰۰ صفحه بود، به من داد تا آن را مطالعه کنم. قرار بر این شد اگر نکاتی به ذهنم رسید برای اعاده دادرسی در این پرونده به همکارانی که وکالت پرونده را بر عهده دارند، ارسال کنم. متاسفانه دیروز وقتی گفته شد ایشان اعدام شدند، موجب تعجب ما شد. به این دلیل که شرایط اعدام، شرایط خاصی است که هیچ کدام از آن مهیا نبود.

نوید افکاری سه پرونده داشت. یکی بحث قصاص و دیگری اتهامی امنیتی مبنی بر محاربه بود که حکم آن در دادگاه انقلاب صادر و فرجام خواهی صورت گرفته بود تا پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شود. در واقع این پرونده هنوز مفتوح بود. از طرفی پرونده دیگری هم برای نوید افکاری در ارتباط با درگیری با ماموران تشکیل شده بود که در آن نیز ایشان به پرداخت دیه محکوم شده بود. آن پرونده هم در شعبه ۲۸ دادگاه تجدیدنظر مفتوح بود. 

بنابراین جدا از این پرونده قصاص هنوز دو پرونده مفتوح دیگر هم موجود بوده است. مطلب دوم اینکه پیش از اعدام ناگهانی نوید من با برادر ایشان صحبت کردم و از او خواستم که مدام سامانه عدل ایران را چک کند تا اگر بحث استیذان در حال انجام است، متوجه شویم. تا آنجا که در سامانه پیگیری کردیم، بحث استیذان مطرح نشده بود.

اینکه استیذان با چه کیفیتی انجام شده، بی خبریم. این ها مسائلی هستند که قسمت اول ابهامات ما را در برمی گیرد. ما تصور می کردیم با توجه به دو پرونده مفتوح او و استیذانی که هنوز انجام نشده، وقت این را داریم که برای پرونده نوید درخواست اعاده دادرسی مجدد دهیم و پرونده را دوباره به جریان بیندازیم و با ادله ای که در اختیار داریم بتوانیم جلو قصاص او را بگیریم. برای ساده تر شدن روند پرونده من هفته گذشته به برادر نوید افکاری گفتم که باید برای گرفتن رضایت به اولیای دم مراجعه شود. دوستان و همکاران ما در این راه بسیار تلاش کردند و حتی برخی از دوستان در حال عزیمت به شیراز بودند تا به اتفاق تعدادی از بزرگان شهر شیراز که دارای مقبولیت اجتماعی هستند به خانه اولیای دم رفته و در راستای پادرمیانی اقدام کنند.

این مواردی که مطرح کردم، مسائلی شکلی هستند و قصد ندارم در ماهیت ورود کنم چرا که در آن هم ابهامات زیادی وجود داشت. حتی یکی از شهود از شهادت خود در این پرونده برگشته بود و یکی دیگر از شهود گفته بود من نوید افکاری را برای اولین بار در دادگاه دیده ام. این ها ابهاماتی بود که من در این پرونده دیده ام. حتی نظریه پزشکی قانونی را هم دیده ام که در آن نیز مسائل دیگری وجود داشت.

صرف نظر از این ها، حتی اگر حکم قطعی هم شده باشد و پرونده مفتوح وجود نداشته باشد، آیین نامه اجرای احکام از جمله اجرای حکم قصاص، مصوب رئیس قوه قضاییه شرایطی را در نظر گرفته که بدون آن شرایط، اجرای حکم قصاص منتفی است. از جمله اینکه باید مراتب به وکیل محکوم ابلاغ می شد. یا اینکه باید با محکوم صبحت می شد و به او گفته می شد حق دارد هرکس را که می خواهد برای آخرین بار ملاقات کند. طبیعتا هر محکومی در این شرایط ترجیح می دهد خانواده خود را برای آخرین بار ملاقات کند. متاسفانه هیچ کدام از این موارد رعایت نشده است.

متاسفانه برخلاف رویه که اصولا تلاش می شود در ماه محرم قصاصی صورت نگیرد، به این موضوع نیز توجه نشده است. حتی چند روز قبل از اجرای حکم که معمولا متهم را به انفرادی منتقل می کنند این موضوع هم در قبال او رعایت نشده است. آقای نوید افکاری چنانکه می گویند شب قبل از اعدام با خانواده خود تماس گرفته و صحبت کرده است. حتی فایل صحبت های او نیز موجود است و همین نشان می دهد که شرایط تا آن زمان عادی بوده است. 

تا جایی که می دانم آخرین تماس او ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه شب بوده، اینکه از آن ساعت تا بامداد چه اتفاقی افتاده و چگونه شرایط اعدام او مهیا شده، نمی دانیم. رویه دستگاه قضایی این بوده که معمولا در چنین پرونده‌هایی قصاص را اجرا نمی کنند و همیشه تلاش می شود با گذر زمان شرایط را به سمت رضایت خانواده اولیای دم پیش ببرند. معمولا قاضی های اجرای احکام به بهانه ای جلو اجرای حکم را می گیرند و تا جایی که ممکن است می گویند اجرای حکم ممکن نیست. مثلا بهانه ماه حرام را می آورند و…اما در این پرونده که احتمال کسب رضایت وجود داشت و تلاش هایی هم آغاز شده بود، هنوز اجرای با عجله این حکم برای همه ما چه بنده به عنوان وکیل و حقوقدان و چه برای افراد جامعه محل ابهام و تردید است.
منبع: امتداد