اسماعیل بخشی کارگری از ایران (۱) 
مروری بر آنچه بخشی می گوید، طلب می کند و انجام می دهد

هفت تپه رخدادی است که رد خودش را بر پیکره ی حاکمیت و اجتماعِ استبدادزده انداخته است. حال به جرات می توان می گفت اگر روزی کسی امروزِ روزگار را به تاریخ در آوَرَد، هفت تپه فصلی پرماجرا و موثر در آن تحریر خواهد بود. اسماعیل بخشی گرانیگاهِ این رخداد است. او از همان روزهای اولیه نقشی محوری داشت. مردِ جوانی که خستگی در چشم ها، صلابت در کلام و پایداری در عمل از ویژگی های او بود. مردِ جوانی که صدای بلندِ فقر و فغان از استبداد، توهین، تبعیض و بی عدالتی است. صدایی به خود آگاه، به جایگاهش متعهد و به دور از هر مدعا و چارچوب تنگ و انگی. از این رو شناختنِ بهترِ او وضعیتِ موجود را پیشِ رویِ چشمانی قرار می دهد که قصد و توانِ فهم دارند و همچنین، نیتی برای عمل کردن. او همان صدایی است که به تکثیرِ آن و تقدیر از آن نیازمندیم.

نامِ او نخست یک سال قبل در جریانِ اعتراضات در خوزستان به گوشِ ما رسید. به عنوان کارگر، از اعضای سندیکای کارگران هفت تپه و نماینده ی شورای مستقل کارگری. از قرار او بیش از ده سال است که در آن شرکت مشغول به کار است. یعنی مقارن با یکی از اوج گیری ها در واگذاریِ شرکت های دولتی، او کارِ خود را در یکی از همین شرکت ها شروع کرده بود. اما در سال ۹۷ است که همزمان با اوج گیری اعتراضاتِ کارگری، ویدئوهایی از او در شبکه های مجازی نشر و بازنشر می شود. کارگری که رسا سخن می گوید و استدلال می کند و شفافیت در گفتار و شجاعت در عمل دارد بالطبع بلای جانِ استبداد و استعمار و استحمار است. ویدتوهای کوتاه و بلندِ بی کیفیت، او را در میانِ کارگران در طلبِ حق خود و دوستانش و تفهمیمِ مسائل و دادخواهی نشان می داد. او در حالی که خود را از هیچ گروهِ سیاسی خاصی نمی دانست بر پرهیز از خشونت و پی گیری مطالباتِ کارگری تاکیدی تمام داشت. آلترناتیوِ او چنان که می گفت چیزی جز شورا نبود.” فرد طلبان و ناسیونالیست ها و نژادپرست ها و مرتجعین خودشان را به ما نچسپانند. آلترنانیو ما شوراهای کارگری است.”.

همبستگیِ اسماعیل بخشی و شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه از چند جنبه دارای اهمیت اساسی اند:

 مساله ی خصوصی سازی؛ که بابِ روز است و تاثیراتِ مخربِ آن امروز در سر تا سر کشور نمایان است.

 پیگیریِ مطالبات از طریقِ تشکیل شورا و نظارت بر کارفرما و دولت که مثلا در هفت تپه از سعی در ایجاد چنین چیزی بیش از یک دهه می گذرد.

دادخواهی و بازپرسی از دولت و هر نهاد دیگری و به خصوص مسئولیت و تقصیر دولت در سیاستِ مسلط، شرایطِ واگذاری، عدم پیگیریِ رعایت حقوق و قوانین و همراهی و همدستی با کارفرمایان فاسدِ بهره ور از رانت هایی که دولت در اختیارِ آن ها قرار داده است.

همچنین نمود و نمادِ خودِ شخصیتِ اسماعیل بخشی و ذکاوتش در فهمِ مساله و جسارتش در طرح آن و به جان خریدنِ بی رحمانه ترین شکنجه ها که خود مساله ای گشوده  است که باید بدان توجه نمود.

 در آبان ۹۷ اسماعیل بخشی با سایت میدان مصاحبه ای کرد تحتِ عنوانِ هفت تپه نمادی کوچک از ایران. این مصاحبه حاویِ نکاتی کلیدی است هم در شناختِ دقیق تر از شخصیتِ او و هم در فهمِ شرایطِ کنونیِ کشور و بحران های ناشی از خصوصی سازی های افسارگسیخته.

او در آنجا از وضعیتِ بد شرکت در همه ی این سال ها می گوید و سپردنِ کاملِ آن را به بخشِ خصوصی به عنوان تیر خلاصی در نظر می گیرد. بخش خصوصی در این جا دو جوانِ رانت خوراند که دولت با این که از عدمِ تخصصِ آن ها مطلع بود بی هیچ توجهی به پیامدها، چنین شرکتی با سابقه ی نیم قرن فعالیت را به آن ها سپرد و حال خود آن ها نیز بعد از تخلف های متعدد فراری شده اند. دولت اما هیچ مسئولیتی نمی پذیرفت که هیچ بلکه به قیاس از جهانگیری معاون رئیس جمهوری تمام قد از خصوصی سازی دفاع می کرد و می کند و فرمانده و استاندار و سازمان خصوصی سازی و همه و همه طرفِ سرمایه دارِ دزد ایستاده اند که در واقع طرفِ خودشان است و طرفِ قدرتی که دارند و سهمی برای کارگر در آن در نظر گرفته نشده است. این حقیقتِ مسلمی است که هفت تپه به صراحت آن را افشا می کند.

تاکید او در آن مصاحبه و در هر آنچه دیگر از او دیده ایم مطالبه گری از طریقِ حرکت های جمعیِ کارگران است. او نیرویی است که خودش را وقفِ پراکندنِ مطالبه گری و شجاعت در عمل و دادخواهی نموده است. بر ماست که از او حمایت کنیم. با پروراندن همان نیرو و تصمیم گیری برای خود. زنده کردنِ روحِ مطالبه گری و عملِ معنادار جایگاهِ ویژه ی او را در وضعیتِ امروز باز می نماید. با این همه خود نیز می دانست و معترف بود که ” تا زمانی که این خواسته ها به صورت فردی گفته شود، کارفرما و سرمایه دار هیچ توجهی به آنها نمی کند؛ ولی زمانی که این خواسته ها به صورت جمعی به فریاد در می آید، کارگران می توانند قدرت سهم خواهی داشته باشند. نماینده هر چقدر هم تنهایی فریاد بزند، هیچ دستاوردی جز هزینه دادن شخصی ندارد.”

پس از بازداشتِ او وزارت کار با امنیتی خواندن پرونده ی او مسئولیت را از گردنِ خود ساقط کرد. در نظرِ جمهوری اسلامی هرگونه خودآگاهی و دادخواهی و تعهد و تصمیم گیری مستقل برای خود و پیشبردِ آن تصمیم به شکلی معنادار، مساله ای امنیتی است. پیش از بازداشت عواملِ خودسر با کتک زدن و تهدید سعی در ارعاب و پا پس کشیدن او از تعهد و دادخواهی اش داشتند اما اسماعیل نه پا پس کشید و نه زبان در کام فرو برد. اگر هفت تپه نماد کوچی از ایران بود حالا اسماعیلِ بخشی نمادی از آن فرزندی است که یا بار دیگر قربانی خواهد شد یا ایران را از این مهلکه نجات خواهد داد.