از حرف تا عمل: «نیروهای مسلح» و نقش رضا پهلوی برای قرار گرفتن آنها در کنار مردم

کم نیستند صاحب‌نظرانی که معتقدند ادامه‎ی اعتراضات داخلی در ایران علیه فقر و گرانی و فساد سیستماتیک در جمهوری، ادامه‎ی ماجراجویی‎های نظامی سپاه پاسداران در منطقه و حمایت از تروریسم و همچنین فشارهای بین‎المللی به ویژه تحریم‎های آمریکا، کنترل اوضاع از دست مقام‎های رژیم را تا حدود زیادی گرفته و نظام با شیبی تند در مسیر فروپاشی حرکت می‎کند.

از سویی دیگر «براندازی» و «تغییر رژیم» بر سر نظام و وفادارانش سایه‌ای سنگین افکنده آن هم در شرایطی که بزرگترین برانداز، خود نظام است که با سیاست‌های انحصارطلبانه‌ی خود چهارنعل به سوی فروپاشی می‌تازد.

پیش‌بینی اینکه در آینده تحولات ایران به کدام سو می‌‏رود و عاقبت چه می‌‏شود آسان نیست و هر چه گفته ‎شود جز حدس و گمان و یا گاه آرزو و همچنین تهدید و ارعاب (سوریه‌ای شدن)‎ نیست.

در این میان «چه کسانی یا نظامی قرار است جای اینها (جمهوری اسلامی) بیایند؟» به درستی از اصلی‎ترین پرسش‌هایی است که این روزها زیاد مطرح می‎شود.

در میان چهره‎های شاخص اپوزیسیون دموکرات جمهوری اسلامی نام رضا پهلوی به عنوان چهره‌ای جدی سال‎هاست که مطرح می‎شود.

اگر واقعه‎ی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ نبود او امروز پادشاه ایران می‌بود. با چه عملکردی؟! نمی‌دانیم! خود وی در مصاحبه‌های مختلف گفته است که در این چهل سال بسیار آموخته و تجربه کرده است. وی چهار دهه است که در تبعید زندگی می‎کند و در آستانه شصت سالگی است. اینکه در داخل ایران و حتی بیرون از کشور نگاه چند درصد ایرانی‎ها به اوست مشخص نیست اما اینکه از دی‎ماه ۱۳۹۶ محبوبیت گسترده‌ی خاندان پهلوی و شاهزاده در بین اقشار مختلف مردم به زبان آمده و علنی شده، واقعیتی نیست که با هیچ ترفندی بتوان آن را پنهان و لاپوشانی کرد. تشدید حملات و دروغ‌هایی که از سوی دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی علیه وی صورت می‌گیرد، خود بیانگر این واقعیت است.

در این میان، نگاه نیروهای مسلّح ایران و خانواده‎های آنها نسبت به رضا پهلوی به عنوان شخصیتی که می‌تواند در گذار از جمهوری اسلامی به یک نظام دمکراتیک نقش مهمی بازی کند، اهمیت بسیاری دارد.

شاهزاده رضا پهلوی بارها در مصاحبه‎های خود تاکید کرده باید راه را برای بازگشت همه نیروهای مسلّح که در کشتار و جنایت علیه مردم شریک نبودند و دستشان به خون شهروندان آلوده نیست باز گذاشت. چنانکه در تیرماه ۱۳۹۷ نیز در مصاحبه‎ با کیهان لندن تاکید می‎کند «در ایران کسانی را داریم که دلشان با مردم است، ارتشی، سپاهی و حتی بسیجی، نمی‌گویم همه آنها اما بسیاری از آنها نمی‎خواهند با این کشتی غرق شوند و می‎خواهند ضمانتی در فردای پس از سقوط نظام داشته باشند، این تضمین را جامعه به آنها می‌دهد.»

شاهزاده پهلوی اخیرا در توییتی به نیروهای انتظامی- امنیتی اخطار داده «از خشونت با معترضان بپرهیزید و سلاح‌تان را زمین بگذارید. آغوش ملت به روی آنها که به فرقه تبهکار پشت کنند باز است اما کسانی که تا آخرین لحظه برای حفظ این رژیم ضدایرانی جنایت کنند در فردای براندازی محاکمه و پاسخگو خواهند شد. به ملت بپیوندید!»

دیدگاه‎های وی در مورد نظامی‎ها آنقدر مهم هست که کارشناسان و رسانه‎های خارجی نیز درباره‎ی آن کند و کاو کنند.

الی لیک گزارشگر بلومبرگ، در خرداد ۱۳۹۷ (ژوئن ۲۰۱۸) در مقاله‎ای می‎نویسد آثار علاقمندی به جین شارپ تئوریسن انقلاب‎های بدون خشونت در کلام رضا پهلوی پیداست. او به دنبال «[…] جذب حداکثری اعضای نهادهای نظامی و شبه‌نظامی رژیم کنونی است که فاسد نبوده و دست به جنایت نزده‌اند.» نویسنده در ادامه می‌گوید این یکی از آموزش‌های جین شارپ است درباره مناسبات انسان- قدرت- جنبش.

به اعتقاد رضا پهلوی مهم است که بتوان وابستگان پلیس و نیروهای امنیتیِ یک رژیم دیکتاتوری را به مشارکت در انقلاب جلب کرد: «نظامی‎ها باید بدانند که قربانی تغییر رژیم نمی‌شوند. بعضی از سیاستمداران در سطح رهبری حکومت باید پاسخگوی اعمالشان باشند اما اکثریت مردم باید بدانند که قرار نیست مجازات شوند.»

اخیرا شبکه تلویزیونی «من و تو» مستندی با عنوان «وضعیت ارتش» پخش کرده است که بازتاب زیادی در ایران و به ویژه در میان نظامی‎ها داشته است. پرسشی که در این مستند مطرح شده و از گذشته تا به امروز همواره اهمیت خود را حفظ کرده این است که در صورت بروز بحران سیاسی در ایران ارتش چه واکنشی نشان می‌دهد و در کدام سو خواهد ایستاد؟ آیا آنطور که عبدالرحیم موسوی فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ادعا می‎کند اگر نظام لازم بداند ارتشی‎ها در مقابل اعتراضات مردم که به گفته او «فریب‌خوردگان شیطان» می‎ایستد؟ آیا این فرمانده ارتش که به چاکرمآبی شهرت دارد، اشتباه می‎کند و بدنه ارتش پشتیبان مردم خواهد بود و مانند بسیج و سپاه عمل نمی‎کند یا اینکه موضع بی‎طرف می‎گیرد؟

سرهنگ مرتضی عشقی‎پور افسر گارد جاویدان و فرمانده حفاظت کاخ نیاوران در گفتگویی با کیهان لندن به سابقه‎ی ارتباط و آشنایی رضا پهلوی با ارتش و پرنسیپ‎های نظامی وی از سنین نوجوانی چنین می‌گوید: «شاهزاده رضا پهلوی حدود پانزده شانزده ساله بود که در ایران آموزش خلبانی دید و اساتید پرواز او تیمسار ربیعی و تیمسار جهانبانی بودند. او ابتدا با هواپیمای بونانزا (ملخی) و بعد با اف-۵ دوره دید و پرواز انفرادی را در تهران فرودگاه مهرآباد در حضور شهبانو فرح پهلوی انجام داد و فیلم مستند آن هم چندین سال از رسانه‎های مختلف پخش شد. موفقیت شاهزاده رضا پهلوی را شهبانو تلفنی از فرودگاه مهرآباد به اطلاع شاه فقید رساند و طبق معمول که اساتید پس از پرواز انفرادی خلبان‎ها روی سرشان آب می‌‏ریزند روی سر شاهزاده هم آب ریختند و اتفاقاً شهبانو فرح هم جدا این کار را انجام دادند.»

سرهنگ عشقی‌پور ادامه می‌دهد: «شاهزاده بعد از پایان دبیرستان برای تکمیل آموزش خلبانی حدود ۱۰ ماه قبل از واقعه بهمن ۱۳۵۷ به لوبوک تگزاس آمریکا که مرکز آموزش خلبانی معروفی است اعزام و آنجا فارغ‎التحصیل و خلبان جنگنده شد. شاهزاده به عنوان خلبان نیروی هوایی ارتش ایران در زمان جنگ هشت ساله‎ی ایران و عراق به سران جمهوری اسلامی اعلام کرد که حاضر به شرکت در جنگ است که پاسخی دریافت نکرد.»

در اینجا این سرهنگ بازنشسته تأکید می‌کند که «در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق که هنوز هم با وجود همه گرفتاری‎هایی که جمهوری اسلامی درست کرده عراق را متجاوز می‎شناسیم و روی آن تاکید داریم، ولی هیچ کدام از فرزندان مقام‎های رده بالای رژیم که معروف به آقازاده هستند در خط مقدم جبهه نبودند که هیچ حتی در پشت جبهه هم نبودند ولی می‎بینیم که همین‌ خانواده‌ها مملکت را به چه روز انداخته‌اند.»

آموزش برای آینده ایران

سرهنگ عشقی‌پور در ادامه ی این گفتگو توضیح می‌دهد: «خلبان شدن شاهزاده رضاپهلوی در آن سن و سال اهمیت ویژه داشت. او ولیعهد بود یعنی جانشین پادشاه؛ برای همین از سن ۱۵ سالگی طبق برنامه‎ریزی، وزرای کابینه یک یا دو روز برنامه توجیهی برای شاهزاده داشتند و او با دقت زیاد گوش می‎داد و سعی می‎کرد نکات را بیاموزد. در این جلسات وظایف هر وزارتخانه برای او تشریح می‎شد به عنوان مثال کار وزارت صنایع و معادن چیست و عملکرد و وظایف آن چطور است و چهار پنج وزیر این برنامه را داشتند و هدف این بود که از نوجوانی او برای قبول مسئولیت ساخته شود.

شاهزاده رضا پهلوی در همه ابعاد و حوزه‎ها باید آموزش می‎دید تا بتواند عهده‎دار پادشاهی در آینده باشد. حتی در مسائل جزیی‎تر به عنوان مثال در مراسم تاجگذاری در فیلم‎های آرشیوی مشخص است نوع راه رفتن هم تربیت شده بود. خاطرم هست آموزش و تمرین شاهزاده در این موارد را تیمسار سپهبد یزدان‎پناه بر عهده داشت و گاهی در حین تمرینات به او فرمان «از نو» می‎داد و این تمرین‎ها و آموزش‎ها تکرار می‎شد. برای تربیت او زحمت‎ زیادی کشیده شد. مسئله فقط تشریفات نبود، او برای آینده ایران تحت این آموزش‎ها قرار می‎گرفت. برای یک پادشاه لازم است به عنوان فرمانده کل قوا آموزش‎های نظامی را بطور کامل طی کند.»

وی همچنین می‌گوید: «به نظرم محمدرضا شاه فقید و شهبانو فرح به عنوان یک پدر و مادر به خاطر ایران گذشت کردند و قبول کردند که فرزندشان با آن سن و سال کم دوره آموزش خلبانی را ببیند و پرواز انفرادی انجام دهد. اگر به فیلم‎های آن روز دقت شود خواهید دید چقدر شهبانو اضطراب داشت و این از چهره او پیدا بود.»

سرهنگ عشقی‌پور در ادامه می‎افزاید: «محمدرضاشاه فقید خود به عنوان فرمانده کل قوا یک ارتشی بود و دوره‎های مختلف تحصیلی و نظامی را در دانشکده افسری طی کرده و دوره خلبانی هم دیده بود.»

وی درباره دیدگاه سیاسی رضا پهلوی می‌گوید: «نظر شاهزاده رضا پهلوی این است که بعد از فروپاشی جمهوری اسلامی رفراندوم برگزار شود و چنانچه در رفراندوم مردم به پادشاهی رای دادند ایشان به عنوان پادشاه انجام وظیفه کند.»

باید واقع‏‌بین بود و نباید توقع خاصی از ارتش داشت

سرهنگ عشقی‌پور در پاسخ به این پرسش که ارتش «در دوران فعلی که به نوعی دوران گذار تعبیر می‎شود در کدام سو قرار می‎گیرد؟» می‎گوید: «یک واقعیت را باید بپذیریم که از عمر ارتش جمهوری اسلامی ۴۰ سال می‎گذرد، یعنی کسی که ابتدای انقلاب به دانشکده افسری رفت و فارغ‎التحصیل شد الان ۱۰ سال است که بازنشسته شده، بنابراین نباید توقع خاصی از ارتش داشت اما بسیاری از آنها همان چیزی را دنبال می‎کنند که مردم ایران بخواهند. اگر ارتش خواست مردم ایران را قبول نکند دیگر ارتش ملی- میهنی نیست. من آرزو می‎‌کنم که ارتش هم به مردم بپیوندد اما باید آمادگی ذهنی بین پرسنل ارتش ایجاد شود که بستگی دارد رژیم به چه ترتیبی تغییر کند.»

او در ادامه تاکید می‎کند: «مطمئن باشید فرماندهان ارتش در تفکرات و دیدگاه سیاسی تفاوتی با فرماندهان سپاه ندارند اما هنوز هم جمهوری اسلامی از کلمه «ارتش» واهمه دارد در حالی که فرماندهان آن امروز دست‎نشانده‌ی رژیم هستند و اگر هم در ذهن آنها از گذشته چیزی مانده تنها شکل و شمایل و اقتدار ارتش شاهنشاهی است.»

سرهنگ‎عشقی‎پور به عنوان افسری که چهل سال در تبعید زندگی می‌کند می‎گوید «نباید توقع خاصی از ارتش داشت».

نظرات دو ارتشی

کیهان لندن همین پرسش‎ها را با دو نظامی که هم‌لباس رضا پهلوی و در حین خدمت در ارتش هستند مطرح کرده است.

این دو خلبان که یکی از نیروی هوایی و دیگری از هوانیروز هستند با وجود دیدگاه‌های متفات در برخی موارد، اما در یک موضوع اتفاق نظر دارند.

یکی از این ارتشی‌ها با نام مستعار «الف» معتقد است اغلب ارتشی‎ها چه بازنشسته‎ها و چه آنهایی که در خدمت هستند ارادتمند همه‎ی خاندان پهلوی‌اند و بر شاه و اطرافیان او رحمت می‌فرستند. ارتشی دیگری با نام مستعار «ب» معتقد است رضا پهلوی هنوز نتوانسته جایگاه خود در بین ارتشی‎ها و عامه مردم ایران را به دست آورد و هنوز نمی‎توان گفت که به عنوان یک جایگزین در بین ارتشی‎ها و عامه مردم مطرح است.

خلبان «الف» با اشاره به محبوبیت پهلوی‎ها بین ایرانی‎ها می‎گوید: «مهمتر از بودن یا نبودن پهلوی این است که نظام جمهوری اسلامی نباید باشد، چون همه آنها مزدورند و از ناآگاهی مردم سوء استفاده کرده‌اند و آن زمان که مردم بدانند چه برسرشان آمده یک لحظه هم نمی‎گذارند اینها بمانند. کسی که بعد از این رژیم می‎آید باید دلش به حال مردم و ایران بسوزد؛ باید حاضر باشد برای وطن جانش را بدهد نه مثل این دزدها که فقط به فکر جیب خودشان هستند.»

رضا پهلوی خلبان ارتش بوده و لباس نظامی بر تن داشته و حالا هم سعی می‎کند ارتباط خودش با بدنه‎ی نظامی‌ها را تقویت کند، از پیام‌ و مخاطب قراردادن آنها در مصاحبه‎ها تا تجدید خاطرات با عکس‎هایی از دوران جوانی در لباس خلبانی.

خلبان «ب» در پاسخ به این پرسش که آیا سابقه خلبانی رضا پهلوی جذابیتی برای ارتشی‎ها دارد یا نه می‎گوید: «حدود چهار پنج سال پیش که نسخه‎های کامل‎تر این فیلم و بطور کل فیلم‎های مربوط به آن دوران از طریق شبکه‎های ماهواره‎ پخش شد و بعداً هم در شبکه‎های مجازی به اشتراک گذاشته شد تازگی داشت و باعث افزایش محبوبیت او و خاندان پهلوی در ایران شد اما الان با توجه به گستردگی فضای مجازی تقریباً همه دیدند و عادی شده؛ اما اگر مستندی ساخته شود که جزییات جدیدتری داشته باشد و مربوط به حضور او در دانشکده‌ها و ارتباط با ارتشی‌ها و خلبان‌ها باشد حتماً مفید است. اما نمی‎دانم چقدر عکس و فیلم موجود هست که بتواند تازگی داشته باشد.»

این نظامی در پاسخ به این پرسش که «وقتی رضا پهلوی از طریق فضای مجازی و ماهواره‎ها  نظامی‎ها را مخاطب قرار می‎دهد آیا پیام و دیدگاه او شنیده می‎شود؟» می‎گوید: «در مجموع کم شنیده می‎شود، اگر هم بشود بازنشسته‎ها و آنهایی هستند که نظامی‎های سابق‌اند چرا که اولاً حضور ارتشی‎های شاغل در فضای مجازی زیاد نیست، ثانیا می‌ترسند که آنها را ردگیری کنند، ثالثا هزاران نظامی و خانواده‎شان در خانه‎های سازمانی زندگی می‎کنند که ماهواره ندارند. اما این پیام‎ها و مصاحبه‎ها برای آنهایی که می‎بینند بی‎تاثیر نیست، قطعاً بدنه ارتش گرایش‎هایی نسبت به آن ارتش مقتدر زمان شاه دارد اما بین ارتش سال ۵۷ و ارتش امروز تفاوت از زمین تا آسمان است.»

ارتشی‎ها در سرکوب معترضان شرکت نخواهند کرد

پرسش دیگر کیهان لندن از این دو ارتشی این بود: «آیا در صورت پیچیده‎تر شدن شرایط نظام، ارتشی‎ها در سرکوب اعتراضات مردم در کنار سپاه یا بسیج همکاری می‎کنند؟»

پاسخ هر دو ارتشی منفی است. خلبان «الف» می‎گوید: «ارتش از بدنه مردم تشکیل شده، حتی اگر چند درصدی هم در بین آنها مقابل مردم بایستند، اگر بحث کشتار مطرح شود حتما عقب می‎نشینند؛ من به شما بگویم: حتی اغلب سپاهی‎ها هم همینطورند!»

خلبان «ب» نیز می‎گوید: «اولا اکثر مردم ایران تا از آینده و یک جایگزین معتبر مطمئن نشوند تظاهرات اعتراضی گسترش پیدا نمی‌کند. به نظرم نظام برای حفظ خود در نهایت با آمریکا مذاکره می‎کند و مجبور می‎شود به خواست‌های آن تن بدهد. ثانیا ارتش را حتی برای سرکوب هم بازی نمی‎دهند! پرسنل ارتش هم اهل این حرف‌ها نیستند. اتفاقاً چون می‎دانند که ارتشی‎ها جلوی مردم نمی‎ایستند بازی داده نمی‎شوند. البته این دلیل نمی‎شود که از ارتش انتظار خارق‎العاده داشت، درست است که آنها هم با مشکل معیشت دست به گریبانند اما خیلی از مردم عادی محدودتر هستند. سیاست فرماندهان ارتش بر اساس معیارهای سپاه است اما پرسنل بی‎طرف‎اند، از طرفی نباید انتظار داشت تا پیش از آخرین لحظه یعنی تا وقتی اطمینان از تغییر پیدا نکردند، به معترضان بپیوندند.»

آینده نقش این ارتش را هم نشان خواهد داد. اما نباید تردید کرد که نارضایتی بین پرسنل آن بیش از هر زمان دیگری است. بخشی از این نارضایتی ریشه در عدم اعتماد به ارتشی‌ها دارد و بخشی دیگر مستقیم به مسائل مالی مربوط است. هزاران نفر از پرسنل ارتش  از بی‎مسئولیتی‎ها و جاه‏‎طلبی‎های فرماندهان خود شکایت دارند. حقوق آنها کفاف تنگناهای معیشتی را نمی‎دهد و از رفاهی که خانواده‎های ارتشی و نظامی‎ها پیش از انقلاب داشتند فرسنگ‌ها فاصله دارد. پوشیدن اونیفورم ارتش و زیر پرچم بودن آن جایگاهی را که در گذشته داشت از دست داده است.

گروهی از ارتشی‌های قدیمی و کنونی بر این باورند که در بهمن ۱۳۵۷ سران ارتش خیانت کردند و گروهی نیز معتقدند ارتش باید در جریان انقلاب بی‎طرف می‌ماند. این در حالیست که سران جمهوری اسلامی در این چهل سال هرگز نتوانسته‌اند اعتمادی را که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارند به ارتشی‎ها داشته باشند اگرچه فرماندهان آن از میان سرسپردگان به نظام گزینش و منصوب می‌شوند. این ترس در آنچه در سال ۵۷ اتفاق افتاد نیز ریشه دارد.

ترس جمهوری اسلامی از ارتشی‎ها

یک ارتش ملّی و پرورش افسران متخصص که سمت و سوهای سیاسی‎ آنها بر باورهای ملّی سایه نیاندازد علاوه بر محیط آموزشی و تربیتی، نیازمند رفاه مناسب، اعتماد متقابل بین فرماندهان و بدنه، و رضایتمندی پرسنل است. اما در چهل سال گذشته این مجموعه‌ی شرایط نه تنها در ارتش بلکه در هیچ نهاد مدرن و متعارف دیگر لشکری و کشوری نیز وجود نداشته است! جمهوری اسلامی یک نظام دینی و ایدئولوژیکِ قرون وسطایی است که هرگز نمی‌تواند با تکیه بر آموزش‌ها و ساختارهای مدرن و متعارف برقرار بماند و خود را حفظ کند. از همین رو نیز انواع و اقسام نهادهای موازی را در کنار ارگان‌های متعارف به وجود آورد و هیچ قصدی هم ندارد آنها را که ظاهرا برای حفظ انقلاب شکل گرفته بودند، پس از چهل سال منحل و یا در نهادهای متعارف ادغام کند. این است که ارتش، با وجود فرماندهان سرسپرده، هرگز مورد اعتماد سران جمهوری اسلامی نیست.

بیهوده نیست که این تصور که ارتش در مقابل مردم قرار نمی‎گیرد به واقعیت نزدیک است. بدنه‌ی ارتش دارای پتانسل بالقوه‎ برای پیوستن به مردم است چون خودش از مردم است و مانند نهادهای موازی با اهداف سیاسی- ایدئولوژیک شکل نگرفته است. اگر این ظرفیت در میان بسیجی‌ها و سپاهیان و دیگر نهادهای رژیم وجود دارد که در هر حرکت اعتراضی افرادی از آنها به مردم بپیوندند، در ارتش این ظرفیت بسی بیشتر است.

سیاست نافرمانی مدنی و مبارزه‌ی بدون خشونت که سال‌هاست از سوی رضا پهلوی تبلیغ و توصیه می‌شود، پیوستن اعضای نهادهای نظامی و غیرنظامی رژیم به مردم را تسهیل می‌کند.

منبع: کیهان لندن