احتمال رکود تاریخی؛ رژیم ایران باید به توافق جدید تن دهد

سرعت چرخ‌های اقتصاد ایران طی هشت ماه گذشته بر اثر ادامه سیاست‌های مخرب جمهوری اسلامی کندتر شده و روند کنونی نوید یک رکود اقتصادی بی‌سابقه را می‌دهد. رهبر رژیم ایران اعلام کرده است که مذاکره بی نتیجه است؛ زیرا آن را یک بار امتحان کرده است. ولی چاره چیست برای این رژیم جز اینکه مذاکره و توافقی جدید را بپذیرد.

به گزارش «تلویزیون آزادی» همه‌چیز دست‌به‌دست هم داده و اقتصاد ایران وارد یک دوره جدید شده است؛ دوره‌ای که در آن فعالیت مولد اقتصادی به پایین‌ترین حد ممکن رسیده و فقر گسترش یافته است. مگر اینکه جمهوری اسلامی در سیاست‌های کلان خود تجدیدنظر کند و برای حل مسائل داخلی و خارجی آستین بالا بزند. در غیر این صورت، ادامه روند کنونی در عرصه سیاسی و این نحوه مدیریت، اقتصاد ایران را با بی‌سابقه‌ترین رکود در تاریخ این کشور روبرو خواهد کرد. این در حالی است که آمارها و شاخص‌ها نشان می‌دهد همین حالا هم اوضاع چندان خوب نیست. در ادامه، چهار عامل این رکود تاریخی که می‌توان آن را Great Depression نیز نامید، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

افزایش سرمایه‌گذاری در بازارهای غیرمولد

بازارهای غیرمولد مانند بازار ارز، سکه، دلالی خودرو، واردات کالاهای مصرفی و دیگر بازارهایی که ارزش‌افزوده‌ای به اقتصاد اضافه نمی‌کند، بازارهای پر کشش و جذابی برای سرمایه داران خرد و کلان محسوب می‌شوند. طی هشت ماه گذشته که ارزش ریال به شدت کاهش پیدا کرده است، این بازارها فعال‌تر از هر بازار دیگری بوده‌اند و حجم عظیمی از نقدینگی را به سوی خود جذب کرده‌اند.

طی این مدت بسیاری از تولیدکنندگان کوچک و متوسط، خطوط تولید خود را تعطیل کرده‌اند و برای حفظ دارایی‌های خود، سرمایه‌هایشان را به بازارهای جذاب ارز و سکه برده‌اند. سوددهی بازارهای غیرمولد در اقتصاد ایران به قدری افزایش پیدا کرده که هرکس سرمایه خود را به سمت بخش تولید ببرد مورد تمسخر قرار می‌گیرد. امروزه بسیاری از فعالیت‌های تولیدی به دلیل واردات بی‌رویه و افزایش قیمت مواد اولیه، زیان‌ده شده‌اند و به همین دلیل تعداد زیادی از شهرک‌های صنعتی در ایران به حالت نیمه تعطیل درآمده‌اند.

افزایش سرمایه‌گذاری‌ها در بازارهای غیرمولد نسبت به بخش تولید، حباب‌های قیمتی را ایجاد و کشور را دچار یک بحران مالی کرده است. در این حالت دست‌ودل تولیدکنندگان سرد خواهد شد و برای کسب سود بیشتر، سرمایه خود را تبدیل به ارز، سکه یا اقدام به واردات کالاهای مصرفی می‌کنند. نتیجه این دور باطل، چیزی جز تعطیلی کارخانه‌ها، اخراج کارگران و تشدید رکود اقتصادی نخواهد بود. بی‌گمان هیچ سمی برای اقتصاد یک کشور مهلک‌تر از این نیست که دلالی در آن پر رونق‌تر از تولیدش باشد.

تحریم نفتی

اقتصاد ایران هنوز هم متکی به نفت و پتروشیمی است؛ یعنی اگر دولت نتواند نفت و محصولات پتروشیمی بفروشد، بودجه‌اش تحت تاثیر منفی قرار خواهد گرفت و تمام حساب‌های ملی نیز دچار نا ترازی خواهند شد. در حالی‌ که طی پنج سال گذشته مخارج دولت به‌مراتب افزایش یافته، کاهش درآمدهای دولت می‌تواند به یک کسری عظیم بودجه منجر شود. وابستگی اقتصاد ایران چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی به نفت، باعث می‌شود این کسری بودجه سرتاسر اقتصاد ایران را دچار بحران مالی کند. کاهش صادرات نفت، علاوه بر اینکه حرکت اقتصاد ایران را کند خواهد کرد، بسیاری را در بخش‌های نفتی و صنایع پایین‌دستی بیکار خواهد کرد. چنانکه تحریم نفتی در کوتاه‌مدت موجب افت شدید مصرف بخش خصوصی شده و در نهایت به بزرگ‌ترین عامل رکود تاریخی یا Great Depression تبدیل خواهد شد.

کاهش قدرت خرید مردم

سیاست‌های اشتباه پولی، بازگشت تحریم‌ها و انفعال حکومت در برابر چالش‌های اقتصادی موجب سقوط بی‌سابقه ارزش ریال شده و در عرض کمتر از سه سال بخش بزرگی از دارایی‌ها و پس‌اندازهای مردم مانند برف آب شد. قیمت ارزهای خارجی تا همین یک ماه پیش در حال ثبت رکوردهای جدید بودند و قدرت خرید میلیون‌ها نفر از مردم فرودست نیز به شدت کاهش یافته است. لازم نیست دولت پولی از جیب مردم بدزد، همین‌که بانک مرکزی پول چاپ کند و بانک‌های ورشکسته شبهه پول خلق کنند، یک نوع دزدی غیرمستقیم از جیب‌های خالی مردم محسوب می‌شود.

بر اساس گزارش‌ها، از اوایل سال ۱۳۹۹ تا پایان آبان، بیش از ۴۰ درصد از قدرت خرید مردم کاسته شده است. بر اساس گزارش‌ها میزان مصرف بخش خصوصی نه‌تنها بیشتر نشده، بلکه در فصل بهار امسال نسبت به بهار سال سال گذشته ۴ درصد کاهش یافته است؛ مسئله‌ای که نشان‌دهنده کاهش تقاضا در سه‌ماهه نخست امسال است. تردیدی وجود ندارد که روند کاهش تقاضا بازهم ادامه خواهد یافت و در ماه‌های پیش رو، این عدد بسیار بالاتر خواهد رفت. کاهش مصرف خانوار و بخش خصوصی در حالی است که قیمت‌ها شدیداً تورمی هستند؛ این مسئله شگفت‌انگیز یعنی «رکود تورمی» را فقط در اقتصادهای ورشکسته‌ای مانند ونزوئلا و کوبا می‌توان مشاهده کرد.

با گذشت حدود ۴۲ سال از انقلاب اسلامی و فروش صدها میلیارد دلار نفت و گاز، ایران هنوز هم یک کشور مصرف‌کننده محسوب می‌شود؛ چراکه حکومت هیچ سرمایه‌گذاری عمده‌ای در بخش‌های تولیدی و صنعتی انجام نداده و همین مسئله منجر به ادامه وابستگی ایران به واردات کالاهای مصرفی و بادوام شده است. ازآنجاکه کالاهای مورد نیاز کشور با دلار وارد می‌شوند، پس از افزایش نرخ ارزهای خارجی، قیمت کالاها در بازارهای ایران به شدت افزایش یافته‌اند و مردم بخش زیادی از توان خریدشان را از دست داده‌اند. در نتیجه، کاهش تقاضا و ادامه رکود منجر به نارضایتی تولیدکنندگان و بازاریان شده و انتظار می‌رود با عمیق‌تر شدن این معضل در ماه‌های پیش رو، حکومت پشتیبانی این دو قشر را هم از دست بدهد.

چشم‌انداز تیره سیاسی و اقتصادی

هیچ‌کس حتی خبره‌ترین تحلیلگران هم نمی‌توانند پیش‌بینی مشخص و روشنی از آینده ایران داشته باشند. فضای سیاسی در ایران به قدری پیچیده و چندوجهی شده است که یک مسئله را نمی‌توان مستقل از دیگر مسائل تحلیل و بررسی کرد. پرسش‌ها حول این مسئله است که آیا جمهوری اسلامی تن به مذاکره با دولت جدید آمریکا یا احتمالا همان دونالد ترامپ خواهد داد یا آن‌قدر تضعیف می‌شود تا سقوط کند. بااین‌حال، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه چهار آذر ۹۹ آب پاکی را روی دست همه ریخت و مذاکره با آمریکا را بی نتیجه دانست؛ اما سیاست، عرصه شگفتی‌هاست و عده‌ای بر این باورند که فشارها سبب می‌شود خامنه‌ای دوباره «نرمش قهرمانانه» انجام دهد.

نبود چشم‌انداز روشن، مشکلات ژئوپلیتیکی، تحریم‌ها و نبود ثبات اقتصادی، سرمایه‌گذاران خارجی را فراری داده و هیچ‌کس و هیچ شرکتی خارجی حاضر نیست حتی نزدیک ایران شود. در نبود آینده پیش‌بینی‌ناپذیر، بیشترین خسارت را بخش تولید و صنعت متحمل می‌شود؛ چراکه سیاست‌های دولت معلوم نیست چه شرایطی را پیش روی اقتصاد قرار دهد. بی‌دلیل هم نیست که اکنون صاحبان هزاران بنگاه اقتصادی سرمایه خود را تبدیل به دلار و طلا کرده‌اند؛ سرمایه‌ای که باید چرخ‌های تولید را به حرکت درمی‌آورد و هزاران کارگر را مشغول می‌کرد.

بااین‌همه، معلوم نیست حکومت با بیکاری، رکود، تورم، کاهش قدرت خرید مردم، فقر و تحریم‌های نفتی چه‌کار می‌خواهد بکند؛ اما همه حتی حکومت نیز بر سر یک موضوع اتفاق‌نظر دارند؛ اوضاع بدتر خواهد شد! اوضاع بدتر خواهد شد چون جمهوری اسلامی اراده‌ای برای حل اختلاف‌هایش با غرب ندارد، اوضاع بدتر خواهد شد چون اغلب تصمیم‌های حکومتی، حول محور اراده و خودکامگی یک شخص و یک گروه نظامی به اسم سپاه پاسداران اتخاذ می‌شود؛ بنابراین، روبرو شدن با یک رکود تاریخی در اقتصاد ایران چندان تعجب‌آور نخواهد بود؛ شاید چیزی شبیه رکود بزرگ ۱۹۲۹٫

تحریریه آزادی