گرد فقر بر چهره نگران ایرانی‌ها

در حالی‌ که عده‌ای از رانت‌های کلان و بسترهای فسادی که جمهوری اسلامی ایجاد کرده است، استفاده می‌کنند، ۱۴ میلیون کارگر ایرانی زیر بار فشارهای اقتصادی در حال لِه شدن هستند.

به گزارش «شبکه آزادی» اقتصاد رانتی جمهوری اسلامی به بن‌بست خورده و روزبه‌روز میزان شکاف میان غنی و فقیر بیشتر می‌شود. واقعیت‌های عینی نشان می‌دهند در نظام فاسد ولایت‌فقیه عده معدودی به ثروت‌های بادآورده خود اضافه کرده‌اند ولی میلیون‌ها انسان بی‌گناه در تنگنای معیشتی در حال رنج کشیدن هستند.

اگر پیش از این بحث بر سر کسری بودجه خانوارهای دهک‌های پایین بود، هم‌اکنون مسئله، موجودیت و بقای آن‌ها است؛ خانوارهایی که زیر بار تورم ۴۳ درصدی کمر خم کرده‌اند و تحت تاثیر سیاست‌های مخرب رژیم آخوندی از یک زندگی بسیار معمولی هم محروم شده‌اند.

ریال ارزش خود را از دست داده و زیاده‌خواهی‌های رژیم موجب تحمیل شدیدترین تحریم‌ها به مردم شده است. سیاست‌های ناکارآمد، خود را در قیمت کالاها و خدمات نشان داده و مخارج زندگی به شدت افزایش یافته است. فرامرز توفیقی، رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای کار کشور که محاسبات ماهانه سبد معاش خانوار را بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران و انستیتو پاستور ایران انجام می‌دهد، می‌گوید: «سبد معاش در شهریورماه امسال از مرز ۸ میلیون تومان عبور کرده است.»

این در حالی است که سبد معاش یک خانوار ۳٫۳ نفره کارگری در اسفند پارسال سه میلیون و ۷۵۹ هزار تومان بوده است. افزایش چهار میلیون و ۲۴۱ هزار تومانی مخارج خانوارهای ایرانی نشان می‌دهد برخلاف ادعاهای مقامات فاسد رژیم، بحران اقتصادی نه‌تنها مهار نشده، بلکه با شتاب بیشتر در حال تخریب بنیه اقتصادی جامعه است.

داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهند شاخص فلاکت به عدد کم‌سابقه ۵۳٫۲ رسیده است؛ عددی که بیانگر عمق رکودتورمی و میزان فقر و فلاکت در جامعه ایران است. شاخص فلاکت از مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری به دست می‌آید. مرکز آمار ادعا می‌کند نرخ بیکاری ۱۰٫۵ و نرخ تورم ۴۲٫۷ درصد است؛ اما کارشناسان مستقل اقتصادی تأکید کرده‌اند که آنچه این مرکز اعلام می‌کند، آمارسازی است و با فاجعه اقتصادی‌ای که در حال رخ داده، هماهنگی ندارد.

در حالی که طوفان فقر همه شهرها و روستای کشور را درنوردیده و خسارت‌های کلانی را به جای گذاشته است، عده‌ای با زد و بند و رانت‌های ریز و درشت صاحب ثروت‌های کلان شده‌اند و برخی هم با سوءاستفاده از بحران اقتصادی، امپراتوری مالی خود را گسترش دادند. رژیم ولایت‌فقیه سیستمی را خلق کرد است که در آن میزان ثروت افراد رابطه مستقیمی با میزان نزدیکی آن‌ها به نهاد قدرت دارد؛ به‌بیان‌دیگر، در سیستم فاسد اقتصادی جمهوری اسلامی افراد هرچه به نهاد قدرت نزدیک‌تر باشند به همان میزان از ثروت و مکنت برخوردار می‌شوند.

روزنامه آفتاب یزد وابسته به جریان به اصطلاح «اصلاح‌طلب» رژیم، هفدهم مهرماه در گزارشی با اشاره به اینکه یقه‌سفیدها و رانت‌خواران با ثروت‌های بادآورده خود بانک‌های خانوادگی و مال‌های بزرگ در شمال شهر تهران تأسیس کرده‌اند و در حال زمین‌خواری هستند، این پرسش را مطرح کرده است که «آیا ثروتمندان ایران و کسانی که نامشان در بازارهای بزرگ موبایل، آهن و توریسم خوش درخشیده با استفاده از پشتکار خود و بدون رانت به موقعیت‌های بزرگ دست یافته‌اند؟»

شکاف طبقاتی، فساد و رانت‌خواری به درجه‌ای رسیده است که حتی رسانه‌های رژیم نیز توان سکوت در برابر آن ندارند. مقامات جمهوری اسلامی آگاه‌اند که شرایط کنونی هرلحظه امکان دارد به یک قیام سراسری منجر شود؛ اما فعلاً ایرانی‌ها علاوه بر اینکه در حال نبرد تمام‌عیار با غولِ فقر هستند، از سوی دیگر با چهره‌ای مضطرب به هفته‌ها و ماه‌های آینده می‌نگرند. دعای این روزهای مردم در کوچه و بازار و تاکسی دیگر این نیست که «انشاءالله اوضاع بهتر شود»، بلکه حالا همه با نگرانی نسبت به آینده می‌گویند «ای‌کاش بدتر از این نشود»!

مجتبی احمدی