چرا دلواپسان، دلواپس پاوه نیستند

(✍ اجلال قوامی)

جمعه ای که گذشت، به همراه جمعی از دوستان روزنامه نگار به کرماشان رفتیم و دم دمای عصر هم از کرماشان راهی پاوه شدیم.ترافیک سنگینی از جاده روانسر به طرف پاوه در جریان بود.اندک بارانی هم آمد و زیبایی این مسیر را دو چندان کرد.

به پاوه که رسیدیم ، گویی به یک روستای دورافتاده وارد شده ای.هیچ نشانه ای از یک شهر با مختصات آن دیده نمی شد.خیابان هایی با لایه نازک باقی مانده از آسفالت، یک هتل که بیشتر به مسافرخانه می ماند،انگار نه انگار پاوه به عنوان یک شهر توریستی شناخته شده و بایستی حداقل امکانات رفاهی در آن به چشم خورد.

 دو پرسش

پاوه به عنوان یک شهر پلکانی که به شهر هزار ماسوله شهرت دارد و در واقع با آن طبیعت بی نظیر که ظرفیت بالایی به عنوان یک قطب گردشگری را داراست چرا باید چنین حال ناخوشی داشته باشد.

چرا دلواپسانی که دلواپس جشن انار بودند و فریاد زدند، این جشن ارزشها را زیر سوال می برد، دلواپس شهرشان پاوه نیستند.

چرا دلواپسانی که دلواپس “هه لپه رکی” و اختلاط زن و مرد هستند، در برابر نبود حداقلی از زیرساخت های شهری در پاوه دم فروبسته و رگ غیرت شان نمی جنبد.

چرا سکوت پیشه کرده اند و از بیکاری و مهاجرت جوانان پاوه نمی گویند.

پاوه نیازمند توسعه در جهت گسترش توریسم و شکوفایی اقتصادی است.بهتر است آن را قربانی دلواپسی هایتان نسازید.