وقتی یاران روحانی میدان را خالی می‌کنند!

با وخیم‌تر شدن شرایط سیاسی و اقتصادی کشور، به نظر می‌رسد شکاف بین مقامات رژیم ایران نیز در حال افزایش است. عباس آخوندی، وزیر سابق راه و شهرسازی پس از گذشت یک هفته از استعفای خود، دولت حسن روحانی را فاقد «نظریه» و «گفتمان» خوانده و با انتقاد از وجود «مشکلات ساختاری»، گفته است «سرجمع دولت در حوزه اقتصاد کلان هیچ نظریه راهبردی برای حل مسائل ساختاری اقتصادی ایران نداشت و اقدام بارزی انجام نداد.»

به گزارش «شبکه آزادی» با گسترش مشکلات و چالش‌های سیاسی و اقتصاد جمهوری اسلامی، یاران روحانی که در شرایط اسف‌بار اقتصادی به وجود آمده نقش پررنگی دارند یک‌به‌یک در حال قطع همکاری با دولت هستند. صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و حتی مرکز پژوهش‌های مجلس ایران چشم‌انداز اقتصاد ایران را ناامیدکننده توصیف و اعلام کرده‌اند رشد اقتصادی ایران طی سال جاری و سال آینده منفی خواهد شد.

در این شرایط وخیم نه‌فقط وزیر راه و شهرسازی و وزیر صنعت نامه استعفای خود را روی میز روحانی گذاشتند، بلکه محمدباقر نوبخت نیز به‌تازگی اعلام کرده حاضر است پست ریاست سازمان برنامه‌وبودجه را واگذار کند. برخی دیگر از مقام‌های دولتی نیز با انداختن تقصیرها به گردن قدرت‌های فرادولتی، گفته‌اند هیچ اختیاری در پست خود ندارند؛ اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری ایران یکی از این افراد به شمار می‌رود که اخیراً اذعان کرده است: «من قلم و کاغذی دستم نیست که کسی را برکنار کنم، این در حالی است که من تا این لحظه اجازه برکناری منشی خودم را هم نداشته‌ام.»

عباس آخوندی، وزیر سابق راه و شهرسازی نیز در مصاحبه اخیر خود به‌تندی از دولت روحانی انتقاد کرده و نپیوستن به اف.ای.تی.اف، ضعف دستگاه دیپلماسی، فقدان گفتمان سیاسی در دولت و مشکلات ساختاری را دلایل به وجود آمدن شرایط کنونی دانسته است.

او که بیش از پنج سال وزیر راه و شهرسازی بوده و با تلاش فراوان سه بار از استیضاح مجلس جان سالم به در برده، معلوم نیست چرا پیش‌ازاین چنین انتقاداتی را به زبان نمی‌آورده است. به نظر می‌رسد هرچه فشارهای آمریکا افزایش می‌یابد و آثار دور نخست تحریم‌های آمریکا علیه رژیم ایران بیشتر نمایان می‌شود، برخی مقامات دولتی که از نظر اقتصادی سواد بالاتری دارند، ترجیح می‌دهند برای اجتناب از تحمل فشارهای مخالفان، از ادامه همکاری با دولت خودداری کنند.

اعضای کابینه روحانی کاملاً آگاه هستند دور دوم تحریم‌های آمریکا، صادرات نفت و روابط بانکی ایران را تقریباً فلج خواهد کرد؛ بنابراین در چنین شرایطی که اقتصاد ایران در محاصره کامل مشکلات داخلی و خارجی قرار خواهد گرفت، نه‌تنها مدیریت کشور برای آن‌ها ناممکن می‌شود، بلکه کنترل شرایط و پاسخگویی به مردم نیز بسیار دشوار خواهد بود. مشکل اصلی در ساختار سیاسی ایران این است که مسئولیت‌ها در نهادهای اجرایی انباشته شده‌اند؛ اما قدرت و اختیارات نزد رهبر جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و نهادهای وابسته به این دو است. ازاین‌رو نهادهای اجرایی نه‌تنها از پس از حل مشکلات برنمی‌آیند، بلکه مانند چهار دهه گذشته گره‌ مشکلات را کورتر می‌کنند. مگر اینکه در یک نقطه‌ای، نظام تمامیت‌خواه ایران دچار دگردیسی شود و در ساختارهای قدرت سیاسی، تغییرات اساسی ایجاد کند.

اما با ادامه اوضاع کنونی، انتظار می‌رود تحریم صادرات نفت ایران موجب انسداد گلوگاه درآمدهای ارزی رژیم شود و همچنان که بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول اعلام کرده‌اند، نرخ تورم به بالای ۳۰ درصد برسد. ادامه سلسله مشکلات اقتصادی، قدرت خرید اقشار متوسط و ضعیف را بازهم کاهش خواهد داد و پرداخت حقوق کارمندان دولتی و بازنشستگان به یک چالش جدی برای حکومت تبدیل خواهد شد. با توجه افت تولید ناخالص داخلی و کاهش درآمدهای ارزی حکومت، به نظر می‌رسد هیچ برنامه‌ای برای مقابله با این چالش وجود ندارد. برخی مقامات حکومتی از لزوم تشکیل «اتاق جنگ اقتصادی» صحبت کرده‌اند؛ اما به نظر نمی‌رسد هم‌اکنون ابزاری در اختیار حکومت قرار داشته باشد که بتواند از فشار تحریم‌های آمریکا بکاهد.

مجتبی احمدی