“نان، کار، آزادی، حجاب اختیاری”

یادداشتی درباره ی راه های پیش روی جنبش دانشجویی

تا پیش از اعتراضات اخیر در دانشگاه تهران و چند جای دیگر جنبش دانشجویی در این چند سال اغلب به وقتِ انتخابات فقط صدای بلندی داشته است. دانشجویان به نظر در موضع گیری اعتراضی نیز سردرگم بوده اند. در واقع نقشِ تشکل های دانشجویی در این زمینه بسیار جدی است. تشکل هایی که پس از به قدرت رسیدن حسن روحانی بازگشایی شدند اما پس از چندی با تبدیل شدن به بازوی راستِ دولت، قدرت و نفوذشان کم کم تحلیل رفت. گفتمان اصلاح طلبی نیز دیگر مبناهای تازه ای نداشت و هر چه توجیه بود به بن بست خورد. جنبش دانشجویی در چنین وضعیتی احتیاج مبرمی به بازتعریفِ خویش داشت. مطالباتِ صنفی و فاصله گرفتن از قدرت می توانست از اولین قدم ها در بازگشاییِ مسیرهای تازه باشد.

در یکی دو سالِ اخیر تصویرِ کلی اینگونه نشان می داد که جنیش دانشجویی نسبتِ خودش را با پیشروی در اعتراضات از دست داده است. وقتی معلمان و کارگران به عنوان آسیب پذیرترین اقشار اجتماعی شجاعانه علمِ اعتراض و اعتصاب و مطالبه گری بر افراشته بودند از دانشجویان هرزگاهی تنها صداهای ریزی به گوش می رسید. با این همه همین صداهای هرزگاهی کوچک گاهی می تواند روزنه ی امیدی باشد. روزنه ای که در اعترضاتِ اخیر در دانشگاه تهران روشنی بخشِ چشم ها بود. اعتراضاتی که سعی داشت نسبتی تازه میان دانشجویان و کارگران و معلمان برقرار سازد. شعارِ نان کار آزادی حجاب اختیاری از جمله آگاهانه ترین و روشنی بخش ترین شعارهای اعتراضی اخیر است.

از جمله راه هایی که باید جنبش دانشجویی در مسیرِ آن گام بردارد پیوندِ مطالبه گری های صنفی با مطالبه گری های سیاسی است. در واقع با مساله سازی از امورِ روزمره ی دانشجویی، دانشجو می تواند اعتراض خودش را تعمیق بخشد. ا مسائل خرد و درشت روزمره، پولی سازی و تجاری سازی نهاد علم و مصداق هایش و نوع پوشش و وضعیت کلاس ها و دانشکده ها و … همه و همه می توانند موضوعاتِ بحث باشند. در واقع دانشجو با کم کردن فاصله با موقعیتی که در آن قرار دارد می تواند خودش را با دیگر اقشار جامعه که صدای بلند اعتراضاتشان از وضعیت زندگیشان برخاسته نزدیک تر کند. در ماه های اخیر هرزگاهی چنین صداهایی به گوش می رسد. از جانب کسانی که سعی دارند احتیاط سیاست مدارانه را از جنبش دانشجویی بزدایند چرا که چنین احتیاطی برای کسانی است که خود میل رسیدن به قدرت و رانت خواری دارند. چنان که بودند و خوردند. آنان می خواهند استقلال و اعتراض را به جنبش دانشجویی بازگردانند. اگر چه هنوز صدا چنان که باید رسا نیست اما همین خدشه های وارد آمده می تواند کم کمک خودش را به مثابه ی نوعی جنیش رهایی بخش و مستقل بالا بکشد. دانشجویان از اولین کسانی بودند که شعار اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا را سر دادند و این نیز احتمالا از تجربه ی آنان نشات می گرفت. چرا که تجربه ی دخالت مستقیم تشکل ها در امور سیاسی و تبدیل شدن آن ها به بازوی اصلاح طلب و اصولگرا را از سر گذرانده اند. خود این زخم می تواند امروزه راه گشا باشد.

بنابر این راه های پیش روی جنبش دانشجویی باید از مسیر دغدغه های روزمره ی دانشجویی و پیوند آن با دغدغه های دیگر اقشار از جمله کارگران، معلمان، محیط زیستی ها، فعالان حقوق زنان، اقلیت ها و … بگذرد. تبدیل امورِ صنفی به امورِ سیاسی همچنین از بازی های سیاسی جنبش دانشجویی را بر کنار می دارد و استقلال را به آن باز می گرداند و همچنین عرصه را برای سواستفاده گران تنگ می کند.