سلبریتی ها در جمهوری اسلامی از تئوری تا عمل

چندی است دوباره بحث پیرامون سلبریتی ها شدت گرفته است. از رامبد جوان بگیر تا تهمینه میلانی و انواع و اقسام شعار و تحلیل و تفسیر و توهین و تشر. اما سلبریتی کیست و چیست و در ساختار جمهوری اسلامی چه جایگاهی دارد؟ در این یادداشت سعی می شود به این دست سوالات مختصرا پاسخ داده شود.

در تعریف سلبریتی می توان گفت  سلبریتی به شخصی اطلاق می‌شود که معمولاً در یک جامعه یا فرهنگ عامه دارای شهرت باشد. چنین شخصی به راحتی از طریق مردم به ویژه قشر جوان قابل شناسایی است و به رسمیت شناخته می‌شود. چهره‌ها اغلب از طریق رسانه‌های جمعی به جامعه معرفی می شوند و در فضای تلویزیون، سینما، نشریات و شبکه‌های اجتماعی به شهرتشان افزوده می‌شود. آن ها در واقع به مرور تبدیل به گروه مرجع می شوند و افکار عمومی و اغلب جوانان به تبعیت از آنان فکر و عمل می کنند. در واقع سلبریتی حدفاصل میان قدرت برهنه و حیات عمومی قرار می گیرد. با این تعاریف کاربرد آن ها چیست و کجا، چگونه و چرا پای قدرت ها به این مساله باز می شود؟

حاکمیت ها و قدرت ها برای حفظ جایگاه خودشان علاوه بر زور و پلیس و پول به ارتباطات ضمنی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی نیز احتیاج دارند. دقیقا در چنین فرصت و موقعیتی است که پای سلبریتی ها به میدان های اجتماعی باز می شود. این سیاستی است که جمهوری اسلامی از دهه ی هفتاد پروژه ی آن را آغاز کرد و سعی نمود، نمودهای فرهنگی هنری ورزشی خودش را بسازد. صراحتا سعید حجاریان به عنوان یکی از تئوری پردازان جریان اصلاحلات و سابقا از بنیانگذران وزارت اطلاعات در جمهوری اسلامی از این می گفت که ما باید حرف های و مواضع خودمان را در دهان سلبریتی ها قرار بدهیم.

در واقع این نمودها کارکردهای متعددی برایشان در نظر گرفته شد و تبدیل به  ضمانتی برای بقای جمهوری اسلامی شدند. این تغییری بود که جمهوری اسلامی در میانه ی دهه ی هفتاد، بر اساس وضعیت اجتماعی ایران و نسل جوان تازه، آن را دریافت و سعی کرد در آن، دخالت های موثری داشته باشد.

 سلبریتی ها وقتی پا به عرصه گذاشتند که جایی برای هنرمندان و روزنامه نگاران مستقل نبود و عرصه بر آن ها تنگ و تنگ تر می شد. در چنین شرایطی آن ها به تنها صدای موجود تبدیل شدند. خود را هنرمند و متفکر و فعال اجتماعی و … جا زدند و در مواقع حساس به یاری نظام شتافتند. اغلب این سلبریتی ها، دست پروردگان زد و بندهای روابط قدرت اند و آلترتانیوهایشان نیز چیزی مگر سوپاپ اطمینانی برای وضع موجود هرگز نبوده است.

جمهوری اسلامی در این سال ها دست به ساختن انواع و اقسام سلبریتی ها زده است. اغلب اصلاح طلبان نشان داده اند قواعد بازی را بهتر از اصول گرایان بلدند و بهره های واقعی برده اند. حال آن که اصول گرایان در این زمینه، مثل خیلی زمینه های دیگر، بیشتر خود را مضحکه ی عام و خاص ساخته اند.

 اما وضعیت بحرانی ایران و ماهیت پوشالی بودن و دروغین بودن اغلب سلبریتی ها، کار را به جایی رسانده است که کوچکترین خبطی از جانب هر کسی، کل قواعد بازی را به هم می ریزد. با این که نمی توان به جرات گفت اما نشانه هایی هست، نشانگر این مساله که، سلبریتی ها موقعیت خود را در خطر می بینند و جایگاهشان حداقل در معرض تهدیدی دایمی است. حال که چیزی به انتخابات پیش رو نمانده، باید نشست و دید که این بار، از اتاق فکرهای جمهوری اسلامی، کدام سمت و سو پیش روی سلبریتی ها قرار می گیرد و تاثیر آن ها به روی اذهان عمومی و واقعیت های اجتماعی در چه حد است.