سال ۹۷، سالِ معلمان

یادداشتی به احترامِ تمام آن ها که خسته بودند اما از پا ننشستند!

سالی که گذشت برای بسیاری از اقشارِ جامعه ی ایرانی به سادگی نگذشت. سالی که دشوار تا بخواهی بود اما پر افتخار هرگز! سالی که پیشقراولانِ آن آسیپ پذیرترین ها بودند؛ معلمان و کارگران و زحمت کشان. آن ها که دست در دستِ هم برای احقاقِ حقوق خویش استقامت ورزیدند و کوتاه نیامدند از این که دنیا می تواند و می باید جای بهتری از این که هست باشد.

از جمله خبرهایی که در سال ۹۷ پیوسته به گوش می رسید و دم به دم به دامنه ی آن نیز اضافه شد، اعتصابِ سراسریِ معلمان بود. عکس های بسیار از تحصنِ زنان و مردانِ معلم در اقصا نقاطِ کشور که پی گیرانه از حق خود و دانش آموزانشان دفاع می کردند. دولت اما چندان خود را پابندِ پاسخگویی به مطالباتِ آن ها نمی دانست و همچنان نیز جز در مسیر لاپوشانی و سرکوب نمی کوشد. خبرها و تصاویرِ این اعتراضات و تحصناتِ سراسری اما از موتیف های سال ۹۷ بود. سالی که با دستگیری محمد حبیبی، عضو کانون صنفی معلمان تهران آغاز شد و با گذرانِ روز و شب های او در زندان و پافشاری دولت بر ادامه و تشدیدِ سیاست های خودش  در بودجه ی ۹۸ ، روزهای آخر خود را سپری می کند.

برای این اعتراضات و اعتصاباتِ بی سابقه و فراگیر که اقل کم در ۵۵ شهر و روستای ایران بروز پیدا کرد خود معلمان و فرهنگیان دلایلی ذکر کرده اند. از جمله ی آن می شود از این موارد اسم برد: کالایی سازی آموزش و پرورش، وضعیت بدِ معیشتی، عدمِ پرداختِ حقوق ها، آزادی بدون شرطِ معلمان و فعالان فرهنگیِ زندانی، تامین امنیتِ شغلی، اختصاص بودجه ی لازم به آموزش و پرورش، حق تحصیل رایگان مطابق قانون اساسی، استانداردسازی های لازم و …

چندی پیش شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران به درستی در بیانیه ای گفته بود که مسئولان قوای سه گانه اراده و تمایلی به حل مشکلاتِ نظام آموزشیِ بحران زده ی ایران را ندارند. مشکلاتی بنیادی که دامنِ دانش آموزان و خانواده هایشان و معلمان و خانواده هایشان را گرفته است. اما عزمِ جزمی برای تغییر در دولتِ روحانی وجود ندارد. در واقع دولت های مختلف برنامه های واحدی را در قبالِ مسائل آموزشی پیش برده اند و وضعیتِ بحرانی کنونی محصولِ تمامیِ دولت هاست.

سال ۹۷ را نباید بدون یاد و تقدیری از آن ها به پایان رساند و سال ۹۸ را نباید بدونِ کوشش در همراهی با آنان در عرصه های مختلف آغاز کرد.