در جهنم فشافویه چه می گذرد؟

ماجرای قتل علیرضا شیرمحمدعلی، جوان بیست و یک ساله ای که به اتهام توهین به مقامات نظام در زندان بود.

مرگ علیرضا شیر محمدعلی، در فراموشی و سکوت خبری بود.

مرگ جوان بیست و یک ساله ای که به اتهام توهین به مقدسات و مقامات در فضای مجازی، از جمله توهین به آیت الله ها خمینی و خامنه ای، به شش سال زندان محکوم شده بود در زندان فشافویه اتفاق افتاد. او که بر خلاف اصل تفکیک جرایم زندانیان آنجا در بند بود، به دست دو زندانی بزهکار به قتل رسید.

به گزارش سایت حقوق بشر در ایران یک منبع مطلع از زندان فشافویه خبر داده است که حدود ساعت ۲۰:۲۰ دوشنبه ۲۰ خرداد ۹۸، علیرضا شیرمحمدی، زندانی سیاسی محبوس در تیپ یک اندرزگاه ۱۱ زندان تهران بزرگ موسوم به سوئیت، توسط دو نفر از زندانیان جرایم خطرناک و غیرمرتبط با زندانیان سیاسی مورد حمله قرار گرفت و با وارد آمدن چاقو به شاهرگ و شکمش به شدت آسیب دید. او پیش از انتقال به بیمارستان فیروزآبادی تهران جان خود را از دست داد.

علیرضا شیرمحمدعلی اسفندماه سال گذشته نامه‌ای سرگشاده نوشته و در آن گفته بود بهتر می‌بیند گمنام و ساکت باقی بماند تا این‌که به خاطر شنیده شدن فریاد اعتراضش به هر «خفت و خاری»‌ای تن دهد:

«من برای عقیده‌ام زندانی شده‌ام و حالا به خاطر تیتر شدن در این رسانه‌ها به هیچ عنوان به نفع اینان تغییرش نخواهم داد. … ما به خاطر حق‌طلبی راهی زندان شده‌ایم. نه قاتل بوده‌ایم نه غارتگر. اما چرا ما را همچون موجودی بی‌ارزش کنار گذاشته‌اند؟! شاید به خاطر این‌که افکار و مطالباتمان همسو با منافع فلان حزب و رسانه نبوده یا از ما حمایت نکرده‌اند چون در آینده ممکن بوده از ایشان تبعیت نکنیم و شاید اصلاح‌طلبی بیش نیستند که نقاب ناجیان را بر چهره زده‌اند.»

علیرضا  از تاریخ ۲۳ اسفند ۹۷ در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری در این زندان و مخالفت با طرح درخواست انتقالش به زندان اوین، به خاطر عدم امنیت جانی و شرایط غیر انسانی زندان، دست به اعتصاب غذا زده بود. او تنها می خواست او را از فشافویه به اوین یا رجایی شهر منتقل کنند.

مرگ غریبانه ی او اما این سوال را دوباره مد نظرها قرار داده است که واقعا در زندان های جمهوری اسلامی چه می گذرد؟ مورد خاص فشافویه چطور؟ در فشافویه چه خبر است؟

 زندان فشافویه که به زندان حسن آباد قم نیز معروف است و نام رسمی ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ را دارد در ٣٢ کیلومتری جنوب پایتخت ایران قرار گرفته و با هدف تبدیل آن به اردوگاه ویژۀ محکومان مواد مخدر ساخته شده بود اما حالا تبدیل به یکی از مخوف ترین مکان ها برای مخالفان سیاسی شده است.

در فروردین ماه امسال علیرضا شیرمحمدعلی و برزان محمدی، یک زندانی سیاسی دیگر در فشافویه، در نامه‌ای  از زندان، شرایط زندان فشافویه را غیرانسانی توصیف کرده و نوشته بودند: “این زندان جای ما نیست البته باید بگویم جای هیچ یک از زندانیان این زندان در اینجا نیست، زیرا در این زندان حقوق اولیه مددجو که شامل امکانات رفاهی، بهداشتی و درمانی می‌شود به ایشان تعلق نمی‌گیرد. به کرات زندانیانی بوده‌اند که به خاطر نبود این امکانات اولیه جان خود را از دست داده‌اند”.

این اما اولین هشدار نبود و این ها تنها زندانیان سیاسی این ندامتگاه غیر انسانی نبودند. جمعی از دروایش نیز به آنجا برده شدند و روزگار سختی را می گذراندند. یکی از آن ها، رسول هویدا، پزشک و  درویش گنابادی که دوران محکومیتش را در زندان فشافویه می گذراند، در مورد این زندان گفته بود: “اولین معضل در بندهای عمومی تراکم جمعیت بسیار بالای زندان است. براساس آیین نامه سازمان زندان‌ها، حداقل فضای عمومی استاندرد برای هر زندانی ۱۱ متر مربع است، اما وضعیت به گونه‌ای است که زندانیان تا داخل راهروهای بند و ورودی سرویس‌های بهداشتی مجبور هستند بخوابند.”

پیش تر نیز نادر فتوره چی، مترجم و روزنامه نگار و فعال مدنی، در یک سری توییت از وضعیت اسفبار جهنم فشافویه نوشته و درباره ی آن هشدار داده بود.

او در جایی نوشته بود: «بوی تعفن ناشی از تعرق بدن و زخم‌های عفونی در سلول‌ها باورکردنی نیست و چون معتادان تزریقی در قرنطینه خماری پس می‌دهند، توان انتقال به محفظه موسوم به “دستشویی” برای شستشو ندارند واین امر باعث افزایش بوی تعفن در سلول میشود. بویی که از لحظه آزادی تا اکنون در مشامم می‌پیچد و “ماندگار” ست». همچنین از نظر او  «توجه به شرایط زیستی “زندانیان عادی” در فشافویه یک ضرورت عاجل، آنی و فوری‌ست. کسی در ایران “بی پناه‌تر” و “مظلوم‌تر” از آنها وجود ندارد. آنها به معنای دقیق کلمه “تحت شرایط ضد بشری” قرار دارند و طردی مضاعف را تجربه می‌کنند که تحمل آن، حتی برای یک شبانه روز از توان انسان خارج است».

از این قبیل هشدارها در بین مسئولان جمهوری اسلامی گوش شنوایی ندارد. دغدغه ی آن ها از این قبیل نیست و جان آدمی برایشان منزلتی ندارد. خصوصا اگر به گونه ای متفاوت بیندیشد.

با این تفاسیر، متهم ردیف اول مرگ علیرضا شیرمحمدعلی مسئولان قضایی جمهوری اسلامی اند. هم آن ها که در کمال خونسردی و بی شرمی مگر انکار و تکذیب و لاپوشانی کاری درباره ی این زندان و زندانی هایش انجام نداده اند.

این قصه ی تلخ اما ترسناک تر از این حرف ها می شود اگر بدانیم حقیفتا فشافویه  تنها زندان مخوف در جمهوری اسلامی ایران نیست. چه بسا زندان ها در شهرهای دیگر و چه بسا زندانیان غریب و بی صدا در آن زندان ها. نهادهای حقوق بشری و خبرنگاران باید توجه خود را بر وضعیت زندان ها در ایران به خصوص در شهرهای مرزی متمرکزتر کنند.

علاوه بر اصل تفکیک جرایم که در این روزها مطرح می باشد، همچنین نباید از یاد برد که هر انسانی، حتی اگر مجرم باشد، از حقوقی انسانی برخوردار است.