درددل داریوش دارابی با فرزندان پاک و آزادیخواه در بند زندان های جمهوری اسلامی

درددل داریوش دارابی,فعال مدنی ساکن اراک که در پرونده خود شرکت در تجمعات اعتراضی و حبس شلاق دارد برای فرزندان آزادیخواه این مرز و بوم نوشته است.

برای فرزندان پاک و آزادیخواه در بند زندانهای جمهوری اسلامی:

به بهانه احکام سنگین فعالین کارگری و مدنی هفت تپه آنانکه نه اختلاس کرده بودند و نه روسری از سر برداشتند تا پایه های دین بلرزد و یا دکاندار پناهندگی باشند
اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، عسل محمدی، امیر امیرقلی، ساناز الهیاری و امیرحسین محمدی فرد و محمد خنیفر و پیش تر محمد نجفی این یار بی مزد و مواجب فعالین و زندانیان سیاسی، مرضیه امیری و صدها نفر دیگر که با اتهامات اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام به حبس محکوم شدند.

تو را چه سود فخر به فلک برفروختن هنگامیکه هر غبار راه لعنت شده نفرینت میکند. آنجا که قدم نهاده باشی گیاه از رستن تن میزند چرا که تو تقوای خاک و آب را هرگز باور نداشتی، باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد که مادران سیاهپوش داغدار زیباترین فرزندان آفتاب و باد هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند(احمدشاملو)

۱: انتصاب شخصی بر مسند قاضی القضاتی که آبشخور نگاه و رفتارش ریشه در اعتقادی واپسگرایانه مبنی بر کشتار و حذف دگر اندیشان و مخالفان دارد و هزاران نفر از فرزندان ایران را در کمیته مرگ به تیر باران سپرد و این جنایت بشری را توشه دنیا و آخرت خود میداند، نمیتواند نتیجه اش به ثمر رسیدن میوه عدالت و آزادگی در دستگاه قضا باشد.
۲: حکومتهای عقیدتی و توتالیتر با توهم دشمن انگاری شهروندان و دگر اندیشان و منتقدین که رای و نظری خلاف حاکمیت دارند را، جنایتکار و خطرناک میدانند وقتی حفظ نظام عقیدتی خود مبنی بر جور و ظلم اصل قرار میگیرد و اخلاق و انسانیت تعطیل میشود میتوانند هر مخالفی را که هیچ عملی جز مخالفت یا آگاهی بخشی و خواست حقوق حقه خویش از او سر نزده دشمن خوانند و بی هیچ مدرکی با سناریو سازی مجازات و زندان کنند. آموزه های فکری و روانی استالین او را وامیداشت همه جا بدنبال دشمن بگردد اوابتدا دشمن را خلق میکرد تا به حذف آنان بپردازد. اجتماعات خطرناک، اندیشه های خطرناک، کتاب و روابط اجتماعی خطرناک از تولیدات جوامع عقیدتی توتالیتر است اما در واقع تنها خطر آنها برای حکومت حاکمان است. اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان، از مواردیست که حاکمیت با توسل به آنها به سرکوب مخالفان و مردم می پردازد در حقیقت در حکومتهای متحجر عقیدتی و توتالیتر امنیت ملی مفهومش امنیت دکان و دکانداران نظام است که منافعشان از حاکمیت جور تامین میشود و هر جا که دگر اندیشان و یا توده مردم بخواهند زنجیر اسارت و خرافات را از اذهان خویش و دیگران باز کنند و سخنی گویند که باعث بیداری مردم افیون زده شود با داغ و درفش و محاکمات فرمایشی مواجه میشوند. نظانهای توتالیتر از طریق ارعاب فضای عمومی و تبدیل دستگاه قضا به عامل سرکوب و حذف مخالفین و منتقدین، مردم را به گوشه عزلت و سکوت و یا اطاعت میرانند برای حاکمیت توتالیتر عقیدتی ملیت، وطن، حقوق شهروندی، هیچ معنایی ندارد و هر جا که منافع شخصی حاکمین اقتضا میکند برای فریب مردم و دولتهای خارجی این واژگان را مصادره به مطلوب میکنند
۳:نظام ولایی جمهوری اسلامی مبتنی بر حاکمیت مطلقه دینی و رهبری نماینده خدا در لباس دین در راس آن، با کنترل و نظارت بر تمامی قوای حاکمیت اعم از مقننه، مجریه و قضاییه عملا خط مشی و سیاستهای خود را بر آنها دیکته کرده و انان بی هیچ اختیاری موظف به انجام منویات و اجرای دستورات رهبری هستند در واقع در این نوع حکومت توتالیتر دینی که از طرفی با ترویج خرافات دینی و سوء استفاده از جهل و باورهای دینی مردم و از سوی دیگر با ابزار امنیتی و زور و ارعاب حاکمیت خود را تثبیت و استمرار میبخشند انتخابات آزاد و حقوق شهروندی و هیچ معنایی ندارد و در صورت انجام، نمایشی برای مشروعیت بخشی نزد جوامع دیگر و فریب آنهاست از این رو انتصاب رییس قوه قضا توسط رهبر هیچگاه بر اساس معیار رعایت حقوق بشر نیست بلکه با خط مشی حفظ نظام اسلامی با توسل به سرکوب و حذف دگر اندیشان و مخالفین و اجرای بی چون و چرای دستورات رهبری منتصب میشوند از همین رو مسئولیت کشتار تدریجی و نسل کشی شهروندان و دگر اندیشان و مخالفین از طریق حبس و زندان و محرومیت مستقیم متوجه رهبری این نوع نظام دیکتاتوری مطلقه است و بعد از آن عاملین و مجریانی که با سرسپردگی عامل اجرای نابودی این مرز و بوم شدند
۴: دیکتاتورها بلاهای آسمانی نیستند آنان با همدستی خود مردم و بر جهالت آنها رشد میکنند و بر سر کار می آیند. آنان که به زعم خود بر ظلم بر حسین در ۱۴۰۰ سال پیش فریاد بر می آورند چگونه است که بر ظلم و جور زمان خویش همچون کوران و کران سکوت میکنند و کشتار و ظلم بر فرزندان و زنان و مردان این سرزمین را نمیبینند. از جهل مردم است که خانه ظالم آباد است.

داریوش دارابی ۱۳۹۸/۶/۱۶