دختر آبی قربانی آتش ارتجاع/ اصلاح‌طلبان همچنان مشغول فریبکاری هستند

خودسوزی دختری جوان در اعتراض به حکم حبس به جرم ورود به استادیوم فوتبال بار دیگر بحث تبعیض جنسیتی را در ایران بر زبان‌ها انداخته است. ایران تنها کشوری در جهان محسوب می‌شود که زنان آن حق ورود به استادیوم‌های ورزشی را ندارند.

به گزارش «شبکه آزادی» در روزهای اخیر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پر بود از خبرها، گزارش‌ها مطالب مربوط به خودسوزی سحر خدایاری معروف به «دختر آبی»؛ دختری که ساکن قم بوده و برای دیدن بازی استقلال و العین امارات به استادیوم آزادی تهران رفته بود ولی هنگام ورود به ورزشگاه توسط مأموران امنیتی بازداشت و تحویل مقامات قضایی شد.

سحر هفته گذشته به دادسرا رفته بود تا موبایل خود را تحویل بگیرد؛ اما با حکم ۶ ماه حبس روبه‌رو شد و از فرط عصبانیت خودش را بیرون از دادسرا به آتش کشید. دختر آبی دو-سه روز بعد به دلیل ۹۰ درصد سوختگی درجه سه جان خود را از دست داد تا برای همیشه به عنوان نماد برابری خواهی جنبش زنان ایران در یادها بماند.

مسئله ممنوعیت ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی مربوط به امروز و دیروز نیست؛ زنان ایرانی سال‌هاست که با این تبعیض در حال مبارزه هستند. بحث ورود به استادیوم‌های ورزشی در کنار آزادی حجاب به دو نماد برابری خواهی و آزادی‌خواهی زنان تبدیل شده و در سوی دیگر، رژیم آخوندی می‌کوشد در این دو جبهه با فعالان مدنی ایران مقابله کند.

در هیچ جای قوانین جمهوری اسلامی نیامده است که ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی ممنوع است؛ اما مقامات جمهوری اسلامی به ویژه هسته سخت قدرت همواره با ورود زنان به ورزشگاه‌ها مخالفت کرده‌اند. مقابله نرم و سخت با زنان باعث نشده که آن‌ها در برابر حکومت کوتاه بیایند؛ شاهد اینکه طی سال‌های اخیر مبارزه مدنی زنان و مردان روند صعودی داشته و رونق دوچندانی گرفته است.

با وجود اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی از تساوی حقوق زنان و مردان صحبت شده است، این رژیم یکی از تبعیض گران‌ترین و زن‌ستیزترین رژیم‌های دیکتاتوری در خاورمیانه محسوب می‌شود. این در حالی است که نسل جدید و ترقی خواهان ایرانی در پی هماهنگ کردن شیوه زندگی خود با استانداردهای جهانی هستند و با هرگونه مانعی بر سر راه تحقق حقوق خود مبارزه می‌کنند.

اما مبارزه آزادی خواهان با مظاهر ظلم و تبعیض هزینه‌های گزافی تاکنون در پی داشته است؛ چراکه جامعه مدنی ایران با رژیمی توتالیتر و خشن طرف است که حاضر نیست حتی یک از قدم  از مواضع ضد انسانی خود کوتاه بیاید. جمهوری اسلامی ماهیتی مذهبی دارد و برخلاف ادعای «اصلاح‌طلبان» مطلقاً ظرفیت اصلاح‌پذیری در آن دیده نمی‌شود.

اصلاحات؛ پروژه شکست‌خورده فریبکاری

سحر خدایاری در حالی در آتش ارتجاع علی خامنه‌ای و هم‌قطاران او جانش را از دست داد که جناح به اصطلاح اصلاح‌طلب رژیم ایران بیش از ۲۲ سال است که بر تبل اصلاح امور اجتماعی، سیاسی و اقتصادی می‌کوبد؛ اما نه‌تنها اوضاع بهبود نیافته، بلکه جامعه ایران هم‌اکنون با سرکوب، خشونت و خفقان بیشتری دست‌وپنجه نرم می‌کند. نه‌فقط صاحب‌نظران، که اکثریت جامعه ایران به این نتیجه رسیده‌اند که پروژه اصلاحات فریبکاری و در راستای بقای رژیم آخوندی بوده است.

فریبکاری جریان اصلاحات آنجا مشخص می‌شود که در عین بی‌اعتقادی به سکولاریسم (جدایی نهاد دین از نهاد سیاست) ادعای دموکراسی خواهی دارد؛ حال اینکه هیچ گروه، حزب یا جریان نمی‌تواند ادعا کند دموکراسی خواه است ولی دخالت دین در امور سیاسی را لازم و واجب می‌داند.

اصولاً سکولاریسم را می‌توان یکی از لازمه‌های تحقق دموکراسی به شمار آورد. تا کنونی در هیچ کشوری مشاهده نشده است که حکومت، قوانین دینی را وارد سیاست کند و هم‌زمان بتواند آزادی و حقوق همه مردم را هم تأمین کند؛ بنابراین، ادعای اصلاح‌طلبان مبنی بر اصلاح تدریجی جمهوری اسلامی فریبکاری و گمراه کردن افکار عمومی محسوب می‌شود.

تجربه نشان می‌دهد جریان اصلاحات حتی توانایی تحقق ابتدایی‌ترین حقوق زنان و مردان را هم ندارد. دولت روحانی نیز که حمایت همه‌جانبه اصلاح‌طلبان را با خود دارد، حاضر نیست یک وزیر زن انتخاب کند و حتی به خودش جرأت نمی‌دهد برای کاهش فشارهای اقتصادی و اجتماعی از روی دوش مردم با هسته سخت قدرت دچار چالش شود.

مجتبی احمدی