تحلیلی بر یکه تازی سپاه در میدانِ شرایطِ بحرانیِ کشور
آشوب به نفع چه کسانی ادامه دارد؟

سپاه می خواهد خودش را تنها منجیِ کشور نشان بدهد. شاید این همه آشوبِ پی در پی از این نظر برای آن ها بد نباشد. تا بتوانند سرِ وقتِ معلوم همه ی نهادهای دیگر یکسره به زیرِ قبضه ی خود بیاورند و در تمام عرصه ها در سراسرِ مملکت یکه تازی کنند. این پروژه ای است که کلیدش سال هاست زده شده و تا افکارِ عمومی و پچپچه های مردمی نیز نفوذ پیدا کرده است.

اغلب شنیده می شود که با این وضعیتِ پیش آمده و با توجه موقعیتِ خاص ایران در منطقه و موقعیتِ حساس خاورمیانه و خلاصه شرایطِ حساس کنونی تغییر بنیادی حاکمیت در ایران می تواند کشور را به آشوب و جنگ داخلی و خون و خون ریزی بکشاند. می گویند و تا حدودی نیز درست می گویند که جمهوری اسلامی امنیت خود را به امنیتِ ایران گره زده است. اما خب این مساله نکته ی مهمی را پوشیده و بی جواب نگه می دارد. آن این که چه کسانی و چگونه وضعیت را اینگونه خواسته اند؟ و در نهایت این وضعیتِ بحرانی به نفعِ چه کسانی بوده است و خواهد بود؟ نیروهای امنیتی در ایران خود با بحران زدن به بحران های منطقه ای مردمِ ایران را تحتِ تاثیرِ تهدیدهای مدام قرار داده اند و حالا خود قرار است منجیِ از دل فاجعه ای در آیند که تا حدودی خود آن را ساخته و پرداخته اند.

این برنامه ای است که همزمان به واگذاری نهادهای دولتی و پا پس کشیدن دولت از ارائه ی خدمات و رسیدگی های کشوری پیش می رود. در شرایطی که دولت عملا میدان را خالی می کند سپاه هر چه بیشتر خودی نشان می دهد. به گمانِ نگارنده نه صرفا برای اعلام وجود یا انداختن ترس در دل مردم بلکه برای نشان دادن خود به عنوان تنها گروهی که می تواند به نجاتِ کشور برخیزد. سیلِ اخیر گواهی بر این ادعاست. نهادهای امنیتی حتی در کمک کردن هم بخیل بودند. با کوچکترین فعالیت های گروهی مستقل در کمک رسانی سخت ترین برخوردها را داشتند و حتی روزنامه ی کیهان و برخی سایت هاشان به جمعیت امام علی نیز سخت تاختند تا نشان بدهند میدان داراند. حتی پای شبه نظامیان خارجی را به کشور باز کردند تا باز نشان بدهند در منطقه تنها نیستند و یارانی دارند. یارانی که دست پرورده سپاه اند و در واقع در راستای منافع جمهوری اسلامی همیشه در منطقه فعالیت داشته اند.

این مساله را می شود در چشم اندازی کلی تر نیز دید. چند سالی می شود با عقب کشیدن دولت و نهادهای دولتی از خدمات رسانی به مناطق محروم و پا پس کشیدن آن ها به خصوص در راستای سیاست های نئولیبرالیستی جا برای فعالیت های گروه هایی زیر نظرِ سپاه پاسداران برای امدادرسانی به مناطق فوق محروم و کمک به محلی ها زیر لوای کارِ خیر و فعالیت های جهادی و تبلیغی باز شده است. این فعالیت ها که صراحتا تبلیغی و فرهنگی نیز هست اغلب حتی در مناطق سنی نشین سیستان و بلوچستان نیز رواج پیدا کرده است. از سوی دیگر باید تبعات حضورِ نیروهای خارجی و پیام سیاسی آن نیز در چشم اندازی منطقه ای درک شود. تبعاتی که دامن گیر خواهد بود و احتمالا درگیری های منطقه ای را بیش از این به خاکِ ایران خواهد کشید. در واقع شرایطِ بحرانی و دامن زدن به بحران ها برعکسِ گمانِ خوش باوران می تواند به نفعِ نیروهای امنیتی باشد. آشوبی که را خود خواسته اند حال خود می خواهند فرو بنشانند. اما باید هشیار بود تا در این بازی ناخواسته با آنان همیاری نکرد.

فرماندهان نظامی در ایران احتمالا خود را برای شرایط بعد از مرگ رهبری دارند آماده می کنند. آن ها می دانند پس از مرگِ رهبری هر احتمالی ممکن خواهد بود. به نظر برگِ برنده نیز در دستشان باشد. بعید است جا را برای به قدرت رسیدن رهبری قدرتمند باز کنند. تنها کشور را به سوی امنیتی شدنِ بیشتر قرار است که پیش ببرند. در ایران سیاست های نئولیبرالی همزمان با قدرت گرفتن نهادهای نظامی جهادی که تا بن استخوان ایدئولوژیک اند پیش می روند. ترکیبی متناقض در ظاهر که بسیار به یکدیگر کمک رسان بوده اند.

اتفاقاتی از قبیل بلایای طبیعی یا آشوبِ بیشترو کاستن از قدرتِ تصمیم گیری و اتخاذِ تصمیمِ مردم جا را تنها برای آقا بالاسری نظامیان باز می کند. این بازی مدت هاست آغاز شده و بازیگران متنوعی از جناحهای مختلف دارد. خواسته ناخواسته آگاهانه ناآگاهانه بسیاری با دامن زدن به آشوب از مردم و توانِ ذهنیِ عمومی سلبِ توان می کنند و چنین، فرشِ زیرِ پای خود را نیز برای پا